به گزارش پترو معدن؛ بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، با اشاره به وضعیت مصرف انرژی در فولادسازیهای بزرگ کشور گفت: در صنعت فولاد ایران بنچمارکهایی از کشورهایی مانند ژاپن، آمریکا و کرهجنوبی وجود دارد و اگر مصرف انرژی واحدهای بزرگ و استانداردی مانند فولاد مبارکه و فولاد خوزستان با این معیارها مقایسه شود، مصرف آنها لزوما بالاتر از استانداردهای جهانی نیست. به گفته او، انتخاب مسیر تولید فولاد در ایران نیز تا حد زیادی تحتتاثیر دسترسی به منابع انرژی و مواد اولیه قرار گرفته است.
رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در ادامه گفت: ایران با تولید حدود ۳۲میلیون تن فولاد در مقطعی در رتبه دهم جهان قرار داشته است؛ درحالیکه تولید برزیل حدود ۳۳میلیون تن، آلمان ۳۴میلیون تن، ترکیه ۳۸میلیون تن و کرهجنوبی بالاتر از این ارقام بوده است. از نگاه او، این فاصله نشان میدهد که صنعت فولاد ایران با وجود مزیتهای اولیه، هنوز ظرفیت قابلتوجهی برای افزایش تولید دارد.
اثر ناترازی بر تولید
سبحانی صنعت فولاد را یکی از صنایع مزیتدار اقتصاد ایران دانست و گفت: کشور از منابع سنگآهن، نیروی کار و در گذشته از انرژی کافی برخوردار بوده است. او سهم زنجیره فولاد از تولید ناخالص داخلی را حدود ۵درصد اعلام کرد و افزود: حدود ۸درصد نیروی شاغل کشور در زنجیره فولاد فعالیت میکنند. فولاد پس از نفت از مهمترین صنایع ارزآور در صادرات غیرنفتی بوده و حدود ۱۵درصد ارزش صادرات غیرنفتی به این زنجیره اختصاص داشته است. اما این مزیتها در سالهای اخیر تحتتاثیر محدودیت انرژی قرار گرفتهاند. سود شرکتهای بزرگ بورسی که صورتهای مالی شفافی دارند، در فاصله ۶سال از حدود ۳۳درصد به ۶درصد کاهش یافته است. بنابراین، نمیتوان همه این کاهش را به انرژی نسبت داد؛ اما افزایش هزینههای انرژی و محدودیت تولید یکی از عوامل مهم فشار بر سودآوری بنگاههاست.
او در تشریح هزینه قطعی برق بیان کرد: وقتی کارخانه از ساعت ۶صبح تا ۱۲شب برق ندارد، توقف تولید تنها به مدت قطعی محدود نمیشود. خط تولید باید از مدتی قبل متوقف شود تا مواد مذاب در مسیر باقی نماند و پس از وصل برق نیز راهاندازی مجدد زمان میبرد. بنابراین، یک محدودیت ۱۲ساعته میتواند بخش بسیار بیشتری از زمان تولید را از بین ببرد. در همین مدت کارخانه همچنان هزینه نیروی انسانی، نگهداری تجهیزات و گرم نگه داشتن تاسیسات را پرداخت میکند؛ اما تولیدی ندارد.
جهش هزینه برق
به گفته سبحانی، رشد قیمت برق طی ۵سال گذشته نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است. او در اینباره گفت: افزایش تعرفه انرژی با یک رشد معقول سالانه تفاوت دارد و جهش چندبرابری هزینه برق در این دوره، در شرایطی رخ داده که حاشیه سود بنگاهها همزمان کاهش یافته است.
سبحانی با اشاره به تجربه سرمایهگذاری شرکتهای ایرانی در عمان تصریح کرد: در این کشور برای برخی سرمایهگذاران، نرخ برق و گاز برای یک دوره ۱۰ساله تثبیت میشود و همین موضوع امکان برنامهریزی بلندمدت را فراهم میکند. تفاوت میان چنین مدلی و وضعیت داخل کشور، تنها در سطح قیمت انرژی نیست، بلکه به امکان پیشبینی هزینهها و تصمیمگیری برای سرمایهگذاری نیز مربوط میشود. یک نرخ اعلامی برای برق وجود دارد؛ اما با اضافه شدن هزینههای مختلف از جمله سوخت نیروگاه، ترانزیت و سایر بخشها، هزینه نهایی برق مصرفی برای صنعت میتواند بسیار بالاتر از تعرفه اعلامی باشد. بنابراین، به اعتقاد او، نمیتوان صرفا با مقایسه یک نرخ پایه، درباره برخورداری صنعت فولاد از انرژی ارزان یا رانت انرژی قضاوت کرد.
نیروگاهسازی تخصص صنعت نیست
در ادامه سبحانی به سیاست واگذاری تامین برق به مصرفکنندگان بزرگ اشاره کرد. او با اشاره به مصرف حدود ۵۳۰۰مگاواتی صنعت فولاد، معادل ۶.۹درصد مصرف برق کشور گفت: بخش قابلتوجهی از این نیاز از نیروگاههای خودتامین تامین میشود و ساخت نیروگاه برای همه واحدها توجیه اقتصادی ندارد. یک مجموعه بزرگ ممکن است امکان احداث نیروگاه ۵۰۰مگاواتی داشته باشد؛ اما واحدی با ظرفیت یکمیلیون تن فولاد نمیتواند برای نیاز خود نیروگاهی اقتصادی ایجاد کند. تفاوت راندمان نیروگاهها در مناطق مختلف، بهویژه در ارتفاعات، نیز نشان میدهد سیاست نیروگاهسازی برای مصرفکنندگان بزرگ نیازمند بازنگری کارشناسی است.
اثر همزمانی کمبود برق و گاز
مشکل صنعت فولاد تنها کمبود یک حامل انرژی نیست. ساختار تولید فولاد ایران به گونهای است که در مسیر احیای مستقیم به گاز و در کورههای قوس الکتریکی به برق نیاز دارد و قطع هر یک از این دو، میتواند زنجیره تولید را مختل کند. سبحانی در اینباره تصریح کرد: اگر یک ماه گاز تامین شود اما برق محدود باشد یا برعکس، صنعت نمیتواند ظرفیت کامل خود را فعال کند؛ زیرا تولید آهناسفنجی و فولاد بهصورت جداگانه قابل جایگزینی با یکدیگر نیست و تولید میانی نیز به سادگی قابل انبار کردن نیست. بنابراین، حتی زمانی که یکی از دو حامل انرژی در دسترس است، نبود حامل دیگر میتواند عملا ظرفیت تولید را بلااستفاده بگذارد. به گفته او، صنعت فولاد در برخی ماهها که محدودیت برق و گاز کاهش یافته، توانسته به تولید ماهانه بیش از ۳.۴میلیون تن برسد. اگر این سطح تولید در طول سال تداوم پیدا میکرد، تولید سالانه به حدود ۴۲میلیون تن میرسید و جایگاه ایران در رتبهبندی جهانی میتوانست بهبود پیدا کند.
انتهای پیام/














































