به گزارش پترو معدن؛ تولید آلومینیوم ایران از مصرف داخلی بیشتر است و بخشی از شمش راهی بازارهای خارجی میشود. برآوردها نشان میدهد صادرات خالص، بسته به وضعیت تولید، تقاضای داخلی و محدودیتهای تجاری، معادل ۳۰ تا ۵۰ درصد تولید کشور است. ترکیه و چین از مهمترین مقصدهای آلومینیوم ایران به شمار میروند.
این صادرات برای کارخانهها منبع ارزآوری است، اما تحریم اجازه نمیدهد تجارت با کمترین هزینه انجام شود. محدودیتهای بانکی، دشواری بیمه محمولهها، کمبود خطوط کشتیرانی، تخفیفهای اجباری و حضور واسطهها، بخشی از درآمد صادرکنندگان را کاهش میدهد.
بازگشت تحریمهای اقتصادی و مالی اتحادیه اروپا در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ نیز نقلوانتقال پول و حملونقل کالا را دشوارتر کرده است. حتی در مواردی که فروش آلومینیوم بهطور مستقیم ممنوع نباشد، محدودیت بانک، بیمه و کشتیرانی میتواند معامله را پرهزینه یا غیرعملی کند.
جنگ ایران و اختلال جدی در دو سوی زنجیره
بیشتر کارخانههای آلومینیوم ایران با میدان اصلی درگیری فاصله دارند، اما خطر جنگ فقط به حمله مستقیم محدود نمیشود. اختلال در تنگه هرمز میتواند ورود آلومینا به بنادر جنوبی را کند یا متوقف کند و همزمان، مسیر خروج شمش را ببندد. در چنین شرایطی، کارخانه ممکن است توان تولید داشته باشد، اما خوراک کافی دریافت نکند یا نتواند محصول خود را به مشتری خارجی برساند.
این بحران در مقطعی رخ داده که بازار جهانی نیز با محدودیت عرضه مواجه است. جنگ ایران موجب شده ظرفیت تولید آلومینیوم در کشورهای خلیج فارس حدود ۲ میلیون تن در سال کاهش یابد. ذخایر آلومینیوم بورس فلزات لندن نیز از ابتدای سال ۲۰۲۶ نصف شده و به ۲۵۰ هزار تن، کمترین میزان از سال ۱۹۹۰، رسیده است.
افزایش قیمت جهانی در ظاهر به سود صادرکنندگان ایرانی است، اما بهرهبرداری از آن به تداوم تولید و باز ماندن مسیر صادرات بستگی دارد. اگر هزینه حمل، بیمه و واسطهگری بیش از حد افزایش یابد، بخش قابلتوجهی از درآمد حاصل از رشد قیمت از بین میرود.
برق بحران قدیمی صنعت
چالش دیگر تولید، تامین انرژی است؛ ذوب آلومینیوم به برق فراوان و بدون وقفه نیاز دارد. ایران سالها انرژی ارزان را یکی از مزیتهای توسعه این صنعت میدانست، اما ناترازی شبکه برق این مزیت را فرسوده کرده است. محدودیت مصرف در ماههای گرم و سرد، برنامه تولید کارخانهها را برهم میزند و هزینهها را بالا میبرد.
قطعی برق در صنعت آلومینیوم با خاموشی یک واحد معمولی تفاوت دارد. اگر جریان برق دیگهای احیا برای مدت طولانی قطع شود، مواد داخل آنها منجمد میشود و راهاندازی دوباره میتواند زمانبر و پرهزینه باشد. به همین دلیل، دسترسی به برق پایدار برای ذوبخانهها بهاندازه تأمین آلومینا اهمیت دارد.
به این ترتیب، مساله اصلی صنعت آلومینیوم ایران کمبود ظرفیت ذوب نیست؛ مشکل در ناهماهنگی میان اجزای زنجیره قرار دارد. ایران کارخانه تولید شمش ساخته، اما ظرفیت تولید آلومینا، برق پایدار، زیرساخت حملونقل و صنایع پاییندستی متناسب با آن توسعه نیافته است.
در چنین شرایطی، افزایش تولید شمش بهتنهایی آسیبپذیری صنعت را کاهش نمیدهد. توسعه معادن بوکسیت، افزایش ظرفیت پالایش آلومینا، ایجاد منابع برق اختصاصی و حرکت بهسوی تولید ورق، فویل، آلیاژ و قطعات صنعتی میتواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. در غیر این صورت، صنعت آلومینیوم ایران همچنان میان سه فشار کمبود ماده اولیه، بحران انرژی و محدودیت تجارت خارجی گرفتار خواهد ماند.
انتهای پیام/














































