تاریخ : دوشنبه, ۲ شهریور , ۱۴۰۵
0

سیاست ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی در چین

  • کد خبر : 8670
  • 02 شهریور 1405 - 10:47
سیاست ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی در چین
بحران اخیر تنگه‌هرمز نشان داد که چرا چین سال‌هاست سیاست ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی را جدی گرفته است و تفاوت این کشور با بسیاری از مصرف‌کنندگان نفت این است که پکن از مدت‌ها پیش برای چنین روزی آماده شده بود.

به گزارش پترو معدن؛ بازار جهانی نفت در هفته‌های اخیر شاهد تحرکات جدیدی ازسوی بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان بوده است. چین که در ماه‌های ابتدایی بحران نفت ناشی از جنگ آمریکا علیه ایران، با کاهش چشمگیر واردات و برداشت از ذخایر استراتژیک خود، توانسته بود اقتصادش را سرپا نگه‌دارد، اکنون مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است.

افزایش دوباره واردات نفت چین به ۴۱/۸‌میلیون بشکه در روز و همچنین پر شدن مجدد مخازن ذخیره‌سازی این کشور در ماه جولای، نشانه‌هایی است که تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که پکن به بسته‌بودن طولانی‌مدت تنگه‌هرمز پی برده و خود را برای این سناریو آماده می‌کند.

بحران اخیر تنگه‌هرمز نشان داد که چرا چین سال‌هاست ذخیره‌سازی و تنوع‌بخشی به منابع انرژی را جدی گرفته است. بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز خلیج‌فارس از این مسیر عبور می‌کند و قسمت عمده آن راهی بازارهای آسیایی می‌شود. هرگونه اختلال در هرمز مستقیما چین، هند، ژاپن، کره‌جنوبی و دیگر مصرف‌کنندگان بزرگ آسیایی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.

اما تفاوت چین با بسیاری از مصرف‌کنندگان دیگر این است که پکن از مدت‌ها پیش برای چنین روزی آماده شده بود. افزایش ذخایر نفت، خرید نفت ارزان از کشورهای تحریم‌شده، گسترش خطوط لوله زمینی، توسعه واردات LNG و سرمایه‌گذاری در تولید داخلی، همگی بخشی از سیاستی بودند که هدف آن کاهش آسیب‌پذیری چین دربرابر شوک‌های ژئوپلیتیکی است.

به‌همین‌دلیل، بسته یا محدود شدن تنگه‌هرمز برای چین یک شوک مهم است اما الزاما یک بحران فلج‌کننده نیست. برنامه‌ریزان چینی به‌جای‌آنکه امیدوار باشند منطقه خلیج‌فارس همیشه باثبات باقی بماند، فرض را بر این گذاشته‌اند که تنش ادامه خواهد داشت و باید برای بدترین سناریو آماده بود.همین نگاه باید زنگ خطری برای ایران باشد؛ کشوری که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان را در اختیار دارد، در حال از دست دادن مزیت طبیعی خود در بازار انرژی است، نه به‌دلیل کمبود منابع بلکه به‌علت افزایش ریسک.

اگر مشتریان بزرگ به این جمع‌بندی برسند که نمی‌توانند روی استمرار عرضه ایران حساب کنند، بازار جایگزین پیدا می‌کنند. عربستان، امارات، قطر، عراق، روسیه و حتی پروژه‌های LNG در نقاط دیگر جهان آماده‌اند تا سهم بیشتری از بازار آسیا را دراختیار بگیرند. بازار انرژی منتظر حل اختلافات داخلی ایران نمی‌ماند.

مساله حتی فراتر از نفت‌خام است. ایران می‌توانست در تجارت منطقه‌ای گاز، LNG، برق، پتروشیمی و ترانزیت انرژی نقش بسیار بزرگ‌تری داشته باشد اما امروز قطر در LNG جایگاه جهانی پیدا کرده، عربستان و امارات میلیاردها دلار در صنایع پایین‌دستی و انرژی‌های نو سرمایه‌گذاری کرده‌اند و عراق نیز به محل رقابت سرمایه‌گذاران بین‌المللی تبدیل شده است. ایران باوجود برخورداری از منابع عظیم، همچنان با ناترازی گاز در زمستان، کمبود برق در تابستان و بحران سرمایه‌گذاری در صنعت نفت مواجه است.

در چنین شرایطی، تلاش برای نسبت دادن مجموعه بحران انرژی کشور به دولت پزشکیان چیزی جز ساده‌سازی مساله نیست. ناترازی امروز نتیجه تصمیم‌های چند دهه است. زمانی که صنعت نفت به سرمایه خارجی نیاز داشت، فضای همکاری محدود شد. زمانی که توسعه میادین مشترک نیازمند فناوری بود، تحریم و انزوای اقتصادی هزینه توسعه را بالا برد. زمانی که کشور باید مصرف انرژی را اصلاح می‌کرد، اصلاحات ساختاری به‌تعویق افتاد.

اکنون دولت چهاردهم با صنعتی مواجه است که برای حفظ سطح تولید، توسعه میادین نفت و گاز، افزایش ظرفیت پالایشی، نوسازی شبکه برق و اصلاح مصرف به سرمایه‌ای عظیم نیاز دارد. در کنار آن، تحریم‌ها انتقال فناوری و تامین مالی را دشوار کرده‌اند و ریسک سیاسی نیز سرمایه‌گذار خارجی را عقب رانده است.

ایران برای بازگشت به جایگاه واقعی خود در بازار انرژی بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد؛ ثبات در سیاست خارجی، ثبات در مقررات، امنیت سرمایه‌گذاری و امکان دسترسی به فناوری و منابع‌مالی. چین نیز اگر قرار باشد در صنعت نفت و گاز ایران سرمایه‌گذاری بلندمدت کند، به همین متغیرها نگاه خواهد کرد، نه به شعارهای سیاسی.امروز پیام برنامه انرژی چین روشن است؛ پکن خود را برای جهانی آماده می‌کند که در آن خاورمیانه همچنان پرریسک است. اگر ایران نتواند ریسک سیاسی و اقتصادی خود را کاهش دهد، چین نه ازسردشمنی بلکه براساس منطق امنیت انرژی، وابستگی‌اش به ایران را کمتر خواهد کرد.

بنابراین مساله مهم‌تر از دعوای دولت و مجلس است. ایران در حال رقابت برای حفظ جایگاه خود در یکی از مهم‌ترین بازارهای انرژی جهان است. اگر این فرصت از دست برود، بازگرداندن آن بسیار دشوار خواهد بود. آن زمان دیگر بحث فقط این نخواهد بود که چه کسی مقصر ناترازی انرژی است؛ پرسش بزرگ‌تر این خواهد بود که چرا کشوری با یکی از عظیم‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان اجازه داد مشتریان اصلی‌اش آینده انرژی خود را بدون ایران طراحی کنند.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://petromadan.ir/?p=8670

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.