به گزارش پترو معدن؛ پیمان افضل، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه معدن، با اشاره به انتشار اخبار مربوط به کشف لیتیوم در همدان اظهار کرد: درباره این موضوع فضاسازی رسانهای گستردهای شکل گرفت که با واقعیتهای زمینشناسی و معدنی فاصله داشت. آنچه در محدوده قهاوند همدان شناسایی شد، یک افق رسی حاوی مقادیری لیتیوم بود؛ اما این موضوع به اشتباه بهعنوان کشف یک ذخیره بزرگ اقتصادی مطرح شد. درحالیکه از نظر فنی، میان شناسایی یک نشانه معدنی، کشف کانسنگ و اثبات یک ذخیره اقتصادی تفاوت زیادی وجود دارد. عیار نمونههای بررسیشده در این محدوده بسیار پایین بود و با استانداردهای اقتصادی استخراج لیتیوم فاصله داشت. برای نمونه، در معدن «هکتور» آمریکا که یکی از مهمترین ذخایر لیتیوم رسی جهان محسوب میشود، عیار لیتیوم به حدود پنج هزار پیپیام میرسد؛ درحالیکه عیار گزارششده در همدان در حدود ۸۰پیپیام بود. بنابراین صرف شناسایی عنصر لیتیوم در یک افق رسی به معنای وجود معدن اقتصادی نیست و نباید چنین برداشتهایی در افکار عمومی ایجاد شود.
وی ادامه داد: مساله تنها پایین بودن عیار نیست، بلکه در حال حاضر فناوری فرآوری اقتصادی این نوع لیتیومهای رسی نیز در کشور توسعه پیدا نکرده است. در سالهای گذشته مطالعاتی در مناطقی از خراسان رضوی، از جمله کاشمر و فیضآباد، انجام شد و حتی در مقیاس آزمایشگاهی عملیات پیشفرآوری نیز صورت گرفت که توانست عیار نمونهها را افزایش دهد؛ اما این مطالعات هیچگاه به مرحله تولید صنعتی نرسید. به همین دلیل نباید ظرفیتهای واقعی کشور را با انتشار اخبار هیجانی تحتالشعاع قرار داد؛ زیرا در نهایت چنین فضاسازیهایی به اعتبار بخش معدن کشور آسیب میزند.
مزیت اصلی و نهفته ایران
افضل با بیان اینکه ظرفیت اصلی ایران برای تولید لیتیوم در جای دیگری نهفته است، گفت: از نظر زمینشناسی، ایران شرایط متفاوتی با کشورهایی مانند استرالیا، برزیل، افغانستان یا آفریقای جنوبی دارد. این کشورها روی سپرهای بسیار قدیمی زمین قرار گرفتهاند و به همین دلیل دارای پگماتیتهای بزرگ و مرکبی هستند که ذخایر عظیم لیتیوم سنگی را در خود جای دادهاند، اما ساختار زمینشناسی ایران چنین ویژگی ندارد. بنابراین انتظار کشف ذخایر بزرگ لیتیوم سنگی در کشور چندان واقعبینانه نیست. در مقابل، مزیت اصلی ایران وجود شورابهها و پلایاهای گسترده است که میتوانند ظرفیت مناسبی برای تولید لیتیوم ایجاد کنند.
وی افزود: تفاوت مهم شورابهها با ذخایر سنگی و رسی این است که لیتیوم در آنها بهصورت محلول وجود دارد و فرآیند استحصال آن سادهتر و اقتصادیتر است. علاوه بر این، در شورابهها تنها لیتیوم تولید نمیشود، بلکه امکان استحصال ترکیبات منیزیم، پتاسیم، سدیم و کلسیم نیز وجود دارد و همین موضوع ارزش اقتصادی این پروژهها را بهطور قابلتوجهی افزایش میدهد. در واقع، در چنین پروژههایی یک زنجیره متنوع از محصولات قابل تولید است و لیتیوم تنها یکی از خروجیهای آن محسوب میشود. هرچه زنجیره فرآوری کاملتر باشد، ارزش افزوده نیز افزایش خواهد یافت و به همین دلیل کشورهای صاحب فناوری تنها به استخراج ماده خام اکتفا نمیکنند.
ضرورت همسو شدن قوانین با واقعیتهای زمینشناسی
وی ادامه داد: در کنار اصلاح قوانین، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور نیز باید تهیه اطلاعات پایه درباره شورابهها را در اولویت قرار دهد. امروز شناخت ما از بسیاری از شورابههای ایران هنوز کامل نیست و مطالعات انجامشده بیشتر بهصورت موردی بوده است. در نتیجه، هر از گاهی درباره ظرفیت لیتیوم در دریاچه ارومیه، دریاچه نمک قم یا سایر پلایاهای کشور اخبار و گمانهزنیهایی مطرح میشود که پشتوانه علمی کافی ندارند. اگر اطلاعات زمینشناسی، ژئوشیمیایی و هیدروژئولوژی این پهنهها به صورت نظاممند تهیه و منتشر شود، هم سرمایهگذاران با اطمینان بیشتری وارد این حوزه خواهند شد و هم از شکلگیری انتظارات غیرواقعی و انتشار اخبار غیرکارشناسی جلوگیری میشود.
وی با بیان اینکه لیتیوم و سایر عناصر راهبردی امروز جایگاهی مشابه نفت در قرن بیستم پیدا کردهاند، بیان کرد: رقابت جهانی بر سر این مواد معدنی هر روز در حال افزایش است و بسیاری از کشورها تلاش میکنند زنجیره تامین خود را از مرحله اکتشاف تا تولید محصولات نهایی تکمیل کنند. ایران نیز باید از این منظر به موضوع نگاه کند و به جای تمرکز بر اخبار مقطعی، برنامهای بلندمدت برای شناسایی، اکتشاف و بهرهبرداری از منابع خود تدوین کند. خوشبختانه کشور از نظر وجود شورابهها و پلایاها ظرفیتهای قابلتوجهی دارد، اما این ظرفیتها هنوز بهطور کامل شناسایی و ارزیابی نشدهاند. علاوه بر آن، نباید از موضوع بازیافت لیتیوم و سایر عناصر راهبردی غافل شد.
افضل در پایان بیان کرد: امروزه بازیافت باتریهای فرسوده، تجهیزات الکترونیک مستعمل و سایر پسماندهای صنعتی، به یکی از منابع مهم تامین لیتیوم در بسیاری از کشورهای دنیا تبدیل شده و ایران نیز باید از هماکنون روی توسعه این فناوریها سرمایهگذاری کند. اگر بتوانیم همزمان اکتشاف منابع، توسعه فناوری فرآوری، تکمیل زنجیره ارزش و بازیافت مواد معدنی را دنبال کنیم، میتوان امیدوار بود که ایران در آینده سهم قابلتوجهی از بازار منطقهای این مواد راهبردی را بهدست آورد و از ظرفیتهای معدنی خود در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی بهره بیشتری ببرد.
انتهای پیام/














































