به گزارش پترو معدن؛ آندری ملنیچنکو، بنیانگذار یکی از بزرگترین تولیدکنندگان زغالسنگ روسیه اعلام کرد که صنعت زغالسنگ این کشور با وجود بهبود نسبی تقاضای جهانی، همچنان تحت فشار عوامل داخلی قرار دارد و نرخهای بالای بهره، تقویت ارزش روبل و افزایش تعرفههای حملونقل ریلی مهمترین موانع پیش روی صادرات این محصول هستند. بنیانگذار شرکت زغالسنگی SUE اظهار کرد: بحران فعلی صنعت زغالسنگ روسیه بیش از آنکه ناشی از ضعف تقاضای جهانی باشد، ریشه در سیاستها و شرایط اقتصادی داخلی دارد.
به گفته وی، تقویت ارزش روبل باعث کاهش رقابتپذیری صادراتی تولیدکنندگان روسی شده و همزمان تعرفههای حملونقل شرکت Russian Railways (RZD) نیز به یکی از مهمترین هزینههای صنعت تبدیل شده است. ملنیچنکو تأکید کرد تعرفههای ریلی طی چهار سال گذشته با سرعتی بیشتر از نرخ تورم افزایش یافته و اکنون همراه با نرخ ارز، سهم قابل توجهی از هزینه صادرات زغالسنگ را تشکیل میدهد.
شرایط جهانی مطلوبتر از وضعیت داخلی
بنیانگذار SUEK معتقد است بازار جهانی زغالسنگ در سال جاری شرایط نسبتاً مساعدی را تجربه میکند. به گفته او، صادرات و قیمت جهانی زغالسنگ در ماههای اخیر روندی صعودی داشته که بخشی از آن به کمبود عرضه گاز طبیعی مایع (LNG) در پی تنشهای مرتبط با Strait of Hormuz بازمیگردد.
وی توضیح داد برخی کشورهایی که معمولاً وابستگی بالایی به LNG دارند، به دلیل محدودیت عرضه، مصرف زغالسنگ را به عنوان سوخت جایگزین افزایش دادهاند و این موضوع از بازار جهانی زغالسنگ حمایت کرده است.
نرخ بهره بالا چالش بزرگ صنایع روسیه
ملنیچنکو تأکید کرد که برای احیای صنعت زغالسنگ روسیه، سه متغیر کلیدی باید مورد توجه قرار گیرد: کاهش هزینه استقراض، تعدیل ارزش روبل و بازنگری در تعرفههای حملونقل ریلی.
نرخ بهره پایه روسیه که هماکنون ۱۴.۵ درصد است، از اوت ۲۰۲۳ تاکنون در محدوده دو رقمی قرار داشته و در فاصله نوامبر ۲۰۲۴ تا ژوئیه ۲۰۲۵ نیز به بیش از ۲۰ درصد رسیده بود. در همین راستا، Alexey Mordashov رئیس شرکت فولادی Severstal نیز اخیراً نرخ بهره واقعی ۹ تا ۱۰ درصدی در روسیه را در مقایسه با استانداردهای جهانی «بسیار بالا» توصیف کرده بود.
دادههای منتشرشده نشان میدهد وضعیت مالی صنعت زغالسنگ روسیه همچنان رو به وخامت است. بر این اساس، زیان خالص شرکتهای زغالسنگی روسیه در سهماهه نخست سال جاری به ۸۸ میلیارد روبل (حدود ۱.۲ میلیارد دلار) رسید که نسبت به زیان ۷۹.۹ میلیارد روبلی مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است.
همچنین سهم شرکتهای زیانده در این صنعت از ۶۱.۸ درصد در سهماهه نخست سال گذشته به ۶۳.۳ درصد افزایش یافته که نشاندهنده تداوم فشارهای مالی بر تولیدکنندگان زغالسنگ روسیه است. کارشناسان معتقدند در صورت تداوم نرخهای بهره بالا، حفظ ارزش قوی روبل و ادامه رشد تعرفههای حملونقل، صنعت زغالسنگ روسیه حتی با وجود بهبود بازارهای جهانی نیز با دشواریهای قابل توجهی در مسیر بازگشت به سودآوری مواجه خواهد بود.
استرالیا و برزیل بهعنوان دو قطب اصلی سنگآهن
بازار جهانی سنگآهن سالهاست در وضعیتی قرار گرفته که تولید آن عملاً در اختیار تعداد محدودی از شرکتهای معدنی بزرگ متمرکز شده است. حجم تولید جهانی در بخش معدنی به حدود ۲٫۵ میلیارد تن در سال میرسد، اما بخش عمده این رقم توسط چند بازیگر اصلی کنترل میشود. استرالیا و برزیل بهعنوان دو قطب اصلی عرضه جهانی، ستون اصلی این بازار را تشکیل میدهند و در کنار آن شرکتهایی مانند واله (Vale)، ریو تینتو (Rio Tinto) و بیاچپی (BHP) نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به عرضه جهانی دارند. این تمرکز باعث شده کوچکترین اختلال در عملیات تولید، بهسرعت در قیمتهای جهانی منعکس شود و بازار را وارد فازهای نوسانی کند.
جریان تجارت جهانی سنگآهن عملاً بر یک محور مشخص استوار است: حرکت از استرالیا و برزیل به سمت چین. چین با سهمی بیش از ۷۰ درصد از واردات دریایی جهان، نهتنها بزرگترین مصرفکننده، بلکه تعیینکننده اصلی قیمت در بازار محسوب میشود. در کنار آن، ژاپن، کره جنوبی و هند نیز بخش دیگری از تقاضا را تشکیل میدهند، اما وزن آنها در مقایسه با چین محدود است. این تمرکز شدید در سمت تقاضا باعث شده ساختار قیمتگذاری بازار بهشدت تحت تأثیر تصمیمات صنعتی و سیاستهای داخلی چین قرار گیرد و نقش واسطهها در تنظیم جریان کالا بهتدریج کاهش یابد.
در ساختار فعلی بازار، کارگیل (Cargill) با سهمی حدود ۴ تا ۵ درصد از تجارت دریایی سنگآهن در میان مهمترین واسطههای جهانی قرار دارد. این سهم اگرچه از نظر عددی محدود به نظر میرسد، اما در تنظیم جریان نقدینگی و مدیریت ریسک بازار نقش قابل توجهی دارد. در کنار آن، شرکتهایی مانند گلنکور (Glencore) و ترافیگورا (Trafigura) همچنان از بازیگران فعال این حوزه هستند، اما روند کلی بازار نشان میدهد نقش واسطههای سنتی بهتدریج در حال کاهش است؛ بهویژه در شرایطی که شرکتهای معدنی به سمت فروش مستقیم و حذف لایههای میانی حرکت کردهاند.
ورود آرام بانکها به قلب زنجیره کالا
در سالهای اخیر، مککواری (Macquarie) بهتدریج از یک بانک سرمایهگذاری سنتی به بازیگری تبدیل شده که حضور فعالی در زیرساختها و بازارهای کالایی دارد. این تحول نشان میدهد مرز میان سرمایهگذاری مالی و تجارت فیزیکی کالا در حال کمرنگ شدن است. ورود احتمالی این گروه به بازار سنگآهن را میتوان ادامه همین روند دانست؛ روندی که در آن بانکها نهفقط تأمینکننده سرمایه، بلکه بخشی از جریان واقعی کالا در بازار میشوند. این تغییر، ساختار قیمتگذاری را از مدل سنتی عرضه و تقاضای فیزیکی به مدل ترکیبی مالی-کالایی نزدیکتر میکند.
در کوتاهمدت، این تحول تأثیر محسوسی بر قیمت سنگآهن ندارد، اما بهعنوان یک سیگنال مهم از تغییر رفتار بازیگران بزرگ بازار شناخته میشود. در میانمدت، نقش واسطههای سنتی کاهش مییابد و شرکتهای معدنی و نهادهای مالی سهم بیشتری از جریان تجارت را در اختیار میگیرند. در بلندمدت، بازار به سمت ساختاری حرکت میکند که در آن مرز میان تجارت فیزیکی و ابزارهای مالی تقریباً از بین میرود و قیمتگذاری بر اساس ترکیبی از هر دو عامل شکل میگیرد.
پایان تدریجی یک معماری قدیمی
بازار جهانی سنگآهن در حال عبور از یک معماری قدیمی است؛ معماریای که طی دههها بر نقش واسطهها و traderهای فیزیکی استوار بود. اکنون این ساختار تحت فشار تمرکز تولید، سلطه تقاضای چین و ورود نهادهای مالی در حال بازتعریف است. نتیجه این تغییر، شکلگیری بازاری است که در آن تولیدکنندگان، خریداران بزرگ و بانکها بهصورت مستقیمتر با یکدیگر در ارتباط خواهند بود و نقش لایههای میانی بهتدریج کمرنگتر میشود.
انتهای پیام/














































