به گزارش پترو معدن؛ ارزان یا گرانبودن بنزین را نمیتوان تنها با تبدیل قیمت آن به دلار سنجید. قدرت خرید مردم، سطح دستمزد و سهم سوخت از درآمد خانوار تصویر دقیقتری از هزینه واقعی بنزین ارائه میدهد. مقایسه هزینه یک باک ۵۰ لیتری با حداقل دستمزد ماهانه، فاصله ایران با چند اقتصاد بزرگ را نشان میدهد.
بر مبنای بنزین سهمیهای لیتری ۱۵۰۰ تومان، پرکردن یک باک ۵۰ لیتری در ایران ۷۵ هزار تومان هزینه دارد. حداقل دستمزد ماهانه نیز حدود ۱۶ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان در نظر گرفته شده است. بنابراین، هزینه یک باک بنزین فقط حدود ۰.۵ درصد از حداقل درآمد ماهانه را تشکیل میدهد.
کمترین سهم بنزین از حقوق
ایران در میان هفت کشور مورد بررسی، کمترین سهم هزینه بنزین از حداقل دستمزد را دارد. یک حداقلبگیر ایرانی با فرض دسترسی کامل به بنزین سهمیهای، بخش بسیار کوچکی از درآمد خود را برای خرید ۵۰ لیتر بنزین پرداخت میکند.
این نسبت در بریتانیا به ۳.۵ درصد میرسد. خرید ۵۰ لیتر بنزین در این کشور حدود ۱۳۴ پوند هزینه دارد، در حالی که حداقل درآمد ماهانه نزدیک به ۳ هزار و ۱۹۸ پوند محاسبه شده است. در آلمان نیز هزینه ۵۰ لیتر بنزین حدود ۹۰ یورو است. این رقم ۳.۷ درصد از حداقل دستمزد ماهانه ۲ هزار و ۴۳۹ یورویی را به خود اختصاص میدهد.
آمریکا و فرانسه در میانه جدول
یک باک ۵۰ لیتری بنزین در آمریکا حدود ۵۴ دلار هزینه دارد. حداقل دستمزد ماهانه در این مقایسه هزار و ۲۵۷ دلار در نظر گرفته شده است. بر این اساس، سهم بنزین از درآمد یک حداقلبگیر آمریکایی به ۴.۳ درصد میرسد.
در فرانسه، هزینه خرید همین میزان بنزین حدود ۹۵ یورو است. حداقل دستمزد ماهانه نیز ۲ هزار و ۱۱۱ یورو اعلام شده است. بنابراین، یک باک بنزین ۴.۵ درصد از حداقل درآمد ماهانه را مصرف میکند.
ترکیه در صدر هزینه بنزین
سهم هزینه بنزین در اسپانیا به ۶.۲ درصد میرسد. خرید ۵۰ لیتر بنزین در این کشور ۹۸ یورو هزینه دارد و حداقل دستمزد ماهانه حدود هزار و ۵۸۰ یورو است. ترکیه بالاترین سهم را در میان کشورهای مورد بررسی دارد. هزینه یک باک بنزین در این کشور حدود هزار و ۲۴۰ لیر است. این رقم معادل ۷.۲ درصد حداقل دستمزد ماهانه ۱۷ هزار و ۲۰۸ لیری است. در نتیجه، یک حداقلبگیر ترکیهای برای خرید ۵۰ لیتر بنزین بیش از ۱۴ برابر یک حداقلبگیر ایرانی، از نظر سهم درآمد ماهانه، هزینه پرداخت میکند.
یارانه بزرگ در قیمت بنزین
فاصله چشمگیر ایران با سایر کشورها نتیجه قیمتگذاری یارانهای بنزین است. دولت بخش بزرگی از هزینه واقعی تولید، پالایش و عرضه سوخت را در قیمت نهایی دریافت نمیکند. این سیاست، هزینه مستقیم خرید بنزین را پایین نگه داشته، اما بار مالی بزرگی بر بودجه و صنعت پالایش ایجاد کرده است.
ارزانبودن بنزین همچنین انگیزه استفاده از خودرو شخصی، قاچاق سوخت و مصرف بیشتر را تقویت میکند. با این حال، مقایسه قیمت بنزین بدون توجه به قدرت خرید مردم نیز میتواند تصویری ناقص ارائه دهد. سطح پایین قیمت سوخت به معنای مناسببودن وضعیت عمومی معیشت نیست؛ زیرا خانوار ایرانی در بخشهایی مانند مسکن، خوراک و درمان با فشارهای جداگانهای روبهرو است.
قیمت پایین مصرف بالا
سهم نیمدرصدی یک باک بنزین از حداقل حقوق نشان میدهد سوخت در ایران نسبت به درآمد رسمی، بسیار ارزانتر از کشورهای منتخب است. چنین فاصلهای اصلاح سیاست بنزینی را ضروری میکند، اما افزایش قیمت بهتنهایی نسخه کاملی نیست.
هر اصلاحی باید با نوسازی ناوگان، توسعه حملونقل عمومی، کاهش مصرف خودروها و حمایت هدفمند از خانوارها همراه شود. در غیر این صورت، تغییر قیمت بنزین میتواند هزینه ناکارآمدی صنعت خودرو و حملونقل را مستقیم به مردم منتقل کند.
انتهای پیام/














































