تاریخ : سه شنبه, ۱۶ تیر , ۱۴۰۵
0

مدیریت تقاضا راهکاری برای کنترل ناترازی برق

  • کد خبر : 7007
  • 14 تیر 1405 - 14:32
مدیریت تقاضا راهکاری برای کنترل ناترازی برق
ناترازی انرژی در ایران اگرچه ریشه در کمبود عرضه و سرمایه‌گذاری ناکافی دارد اما بخش عمده‌ای از آن به الگوی مصرف بازمی‌گردد بنابراین مدیریت تقاضا به عنوان راه‌حل اصلی مطرح است که تحقق آن بیش از هر چیز به الگوسازی صحیح از سوی دولت نیاز دارد.

به گزارش پترو معدن؛ ناترازی انرژی در ایران به گره‌ای کور تبدیل شده که هر زمستان و تابستان، با خاموشی‌ها و قطعی گاز، زندگی روزمره و تولید صنعتی را مختل می‌کند. در تازه‌ترین نشست کارشناسی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، معمای حل‌نشده انرژی نه در کمبود عرضه، که در ناکارآمدی سیاست‌های تقاضا و نظام یارانه‌ای ریشه‌یابی شد و از مسیر سومی پرده برداشته شد که اصلاح تدریجی یارانه‌های انرژی است، نه شوک قیمتی.

در نشست کارشناسی مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، ریشه اصلی بحران انرژی کشور، محدودیت صرف در عرضه دانسته نشده، تحلیل ارائه‌شده حاکی از آن بود که بخش مهمی از ناترازی به الگوی مصرف بازمی‌گردد؛ کسری برق عمدتاً در تابستان و ناشی از مصرف بخش‌های خانگی و ساختمانی است و کسری گاز نیز در زمستان به دلیل افزایش مصرف گرمایشی در بخش‌های خانگی، تجاری و عمومی ایجاد می‌شود.

سه رویکرد اصلی در سیاست‌گذاری انرژی

بر این اساس، راه‌حل اصلی، مدیریت تقاضا در نقاط اوج مصرف معرفی شد.  سه رویکرد اصلی در سیاست‌گذاری انرژی مورد بررسی قرار گرفته ‌است، نخست، راهکارهای غیرقیمتی مانند استانداردگذاری، محدودیت‌های مصرف، خاموشی‌ها و مشوق‌های سرمایه‌گذاری که در سال‌های گذشته عمدتاً مورد استفاده قرار گرفته‌اند، اما به دلیل بروکراسی و کندی اجرا، اثرگذاری محدودی داشته‌اند.

دوم، اصلاحات به شکل شوک قیمتی که در مقاطعی اجرا شده، اما به دلیل تبعات اجتماعی، معمولاً با عقب‌گرد سیاستی همراه بوده و تجربه نشان داده است که این روش نیز نمی‌تواند راهکار پایداری برای اصلاح اقتصاد انرژی باشد.سوم، مسیری که باید مبنای اصلاحات انرژی قرار گیرد، اصلاح تدریجی یارانه‌ها عنوان شد؛ به این معنا که دولت به تدریج از نقش فروشنده انرژی خارج شده و به تنظیم‌گر بازار انرژی تبدیل شود و فعالان اقتصادی نقش اصلی را در تولید، عرضه و مبادله انرژی بر عهده بگیرند.

بر اساس این راهبرد، اصلاحات تدریجی نظام انرژی در سه رکن کلیدی تعریف شده است:رکن نخست، جلوگیری از گسترش نظام یارانه‌ای انرژی است. به این معنا که هر تقاضای جدید برای برق، گاز یا سایر حامل‌های انرژی باید از ابتدا بر مبنای قیمت‌های واقعی تصمیم‌گیری شود و دیگر انتظار دریافت انرژی یارانه‌ای نداشته باشد. برای نمونه، سرمایه‌گذار جدید باید پیش از احداث یک واحد صنعتی بداند که انرژی مورد نیاز خود را با قیمت واقعی تأمین خواهد کرد و بر همین اساس درباره اقتصادی بودن سرمایه‌گذاری تصمیم بگیرد. این منطق درباره سرمایه‌گذاری‌های جدید در بخش تولید برق نیز باید اجرا شود و نیروگاه‌های جدید برق خود را مستقیماً در بازار عرضه کنند.

شورای عالی انرژی در سال گذشته مصوب کرد که تأمین برق و گاز بخشی از مشترکان جدید از مسیرهای غیر‌یارانه‌ای انجام شود. همچنین درباره خودروهای جدید نیز مقرر شده است که خودروهایی که از این پس وارد چرخه مصرف می‌شوند، مشمول سهمیه یارانه‌ای بنزین نباشند تا تصمیم خرید بر مبنای واقعیت‌های اقتصادی اتخاذ شود. رکن دوم، اصلاح تدریجی تعرفه‌ها و سهمیه‌هاست. تا زمانی که دولت به طور کامل از نقش فروشنده انرژی خارج نشده است، باید تعرفه‌ها و سهمیه‌ها به صورت تدریجی اصلاح شوند. این اصلاحات باید ابتدا از خود دولت آغاز شده و سپس در بخش‌های تجاری، خدماتی و در نهایت بخش خانگی ادامه یابد تا فرصت سازگاری برای مصرف‌کنندگان فراهم شود.

رکن سوم، ایجاد «ریل موازی» در بازار انرژی است. منظور از ریل موازی، حذف یکباره نظام فعلی نیست، بلکه ایجاد یک بازار واقعی و رقابتی در کنار نظام یارانه‌ای موجود است تا به تدریج مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان به آن منتقل شوند. در این بازار، دولت نقش تنظیم‌گر را بر عهده دارد، قیمت‌ها به صورت دستوری تعیین نمی‌شود و مبادلات میان فعالان اقتصادی انجام می‌شود. هرچه این بازار توسعه یابد، امکان کاهش تدریجی وابستگی به نظام یارانه‌ای نیز فراهم خواهد شد.

مشکل صنعت برق ایران صرفاً کمبود ظرفیت نیست؛ نحوه آرایش ظرفیت نیز به همان اندازه مهم است. دهه‌ها، الگوی توسعه نیروگاهی در ایران بر ساخت نیروگاه‌های بزرگ و متمرکز استوار بود؛ نیروگاه‌هایی که اکنون در سایه تهدیدات جدید، به نقاط آسیب‌پذیر شبکه تبدیل شده‌اند. تمرکز بخش بزرگی از تولید در چند نقطه کلیدی، به ویژه هنگامی که شبکه انتقال نیز بر شریان‌های محدود و حساس متکی باشد، یعنی هزینه هر اختلال یا حمله، از یک حادثه فنی به سطح یک فاجعه ملی ارتقا می‌یابد.

در چنین ساختاری، یک بمباران محدود می‌تواند هزاران مگاوات را از مدار خارج کند و میلیون‌ها نفر را با خاموشی مواجه سازد. برای عبور از این وضعیت، ضرورت حرکت از توسعه متمرکز به سوی توسعه پراکنده و تاب آور مطرح شده است. رویکردی که در آن حمایت از نیروگاه‌های حرارتی کوچک مقیاس و توسعه تولید پراکنده، به دلیل پراکندگی جغرافیایی، زمان احداث کوتاه‌تر و قابلیت جذب سرمایه خصوصی، می‌تواند ستون فقرات یک راهبرد نوین باشد.

الگوسازی مصرف حلقه گمشده مدیریت ناترازی انرژی

ناترازی انرژی در ایران، اگرچه ریشه در کمبود عرضه و سرمایه‌گذاری ناکافی دارد، اما بخش عمده‌ای از آن به الگوی مصرف بازمی‌گردد. کسری برق در تابستان، عمدتاً ناشی از مصرف بی‌رویه بخش‌های خانگی و ساختمانی است و کسری گاز در زمستان، به دلیل افزایش مصرف گرمایشی در همین بخش‌ها ایجاد می‌شود. در چنین شرایطی، مدیریت تقاضا، نه افزایش صرف عرضه،‌ به عنوان راه‌حل اصلی مطرح است که تحقق آن، بیش از هر چیز به الگوسازی صحیح از سوی دولت نیاز دارد. دولت در جایگاه متولی سیاست‌گذاری و همچنین بزرگترین مصرف‌کننده انرژی در کشور، نقشی بی‌بدیل در الگوسازی مصرف دارد.

دولت در عمل، نه تنها الگوی بهینه‌ای ارائه نداده، که خود نیز از بزرگترین مصرف‌کنندگان انرژی محسوب می‌شود. ساختمان‌های دولتی با پنجره‌های بی‌درز و روشنایی‌های بی‌حساب، نمونه‌ای از مصرفی هستند که با هیچ منطق اقتصادی و زیست محیطی همخوانی ندارد.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://petromadan.ir/?p=7007

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

بایگانی شمسی