به گزارش پترو معدن؛ پس از تهاجم نظامی به صنایع کشور و تحمیل خسارات جدی به برخی واحدهای تولیدی بهویژه در زنجیره فولاد کشور، مساله بازسازی سریع صنایع آسیبدیده، بهعنوان ضرورتی اقتصادی مورد توجه است. صنایع آسیبدیده از یکسو نقش مهمی در تامین نیازهای اساسی تولید در حلقههای پایانی زنجیره دارند. از سوی دیگر موقعیتهای شغلی متعددی بهصورت مستقیم و غیرمستقیم ذیل فعالیت این صنایع ایجاد شدهاند. بنابراین بازسازی صنایع موردبحث بهمنزله حفظ و حمایت از موقعیتهای شغلی از دست رفته کشور خواهد بود. با توجه به اهمیت صنایع آسیب دیده در تولید ناخالص داخلی، اشتغالزایی و پایداری زنجیره تامین سیاستگذاری موثر برای احیای ظرفیت تولیدی کشور باید در اولویت قرار گیرد.
بازسازی موثر خسارات ناشی از جنگ، مستلزم اتخاذ رویکردی منعطف و ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی است. در عین حال، تسریع فرآیند احیا و بازگشت واحدهای آسیبدیده به چرخه تولید، نیازمند اعطای اختیارات، حمایتهای هدفمند و اصلاحات قانونی است. در این میان، تامین مالی یکی از مولفههای کلیدی اجرای طرحهای بازسازی در بخش صنعت به شمار میرود. با توجه به بیثباتی اقتصاد کشور و نگرانیها نسبت به تداوم تنشها، مسیر تامین مالی با دشواریهای جدی مواجه است و انتظار میرود برای عبور از این شرایط، از راهکارهای نوآورانه بهره گرفته شود.
توجه به این نکته ضروری است که فرآیند بازسازی و فراتر از آن، تداوم تولید، به واردات و تامین نیازهای صنایع وابسته است. این نیازهای وارداتی نیز مستلزم دسترسی به منابع ارزی هستند؛ از همینرو، صادرات در شرایط دشوار کنونی برای صنایع کشور اهمیتی دوچندان یافته است. صادرات غیرنفتی طی سالهای گذشته همواره بهعنوان یکی از مسیرهای اصلی ارزآوری مطرح بوده، اما در شرایط پرتنش فعلی، اختلال در مسیرهای تجاری، بهویژه در بنادر جنوبی کشور، ظرفیت صادراتی صنایع را با تهدید مواجه کرده است. در چنین فضایی، صادرات و ارزآوری صنایع معدنی بهشدت آسیبپذیر هستند. در نتیجه، رفع موانع موجود در گذرگاههای مرزی، یکی از راهکارهای اصلی عبور از شرایط بحرانی کنونی است.
علاوه بر پیامدهای ناشی از جنگ و تنشهای نظامی که تداوم فعالیت در زنجیره فولاد کشور را با اختلال مواجه کرده است، وجود قوانین و مقررات ناکارآمد نیز بر بار مشکلات صنعتگران افزوده و مسیر بازسازی را دشوارتر کرده است. اعمال محدودیتهای صادراتی، آن هم در شرایطی که محدودیتهای دریایی عملا تجارت خارجی کشور را با چالش روبهرو کرده، فشار مضاعفی بر فعالان بخش تولید تحمیل میکند و روند صادرات و ارزآوری را بیش از پیش دشوار میسازد. همچنین توجه به این نکته ضروری است که صنایع فولادی آسیبدیده در جنگ، تامینکننده بخشی از نیازهای اساسی صنایع تولیدکننده لوازم خانگی، خودروسازی، قوطیهای فلزی و سایر بخشهای مصرفکننده فولاد بودهاند. از این منظر، آثار ناشی از آسیب به این واحدها صرفا محدود به بخش صنعت نیست، بلکه میتواند بهصورت غیرمستقیم بر زندگی روزمره مردم نیز اثرگذار باشد؛ از همینرو، برنامهریزی سریع و موثر برای جبران این خسارات، ضرورتی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
ضرورت بازسازی با تکیه بر اصول توسعه
سعید عسکرزاده، نایب رئیس کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی ایران، در ارزیابی راهکارهای ارزیابی صنعت فولاد کشور پس از تحمیل خسارت به این صنایع گفت: در ادبیات اقتصادی مدرن، موضوع تابآوری در سه پارادایم مجزا اما مرتبط طبقهبندی میشود. به این معنی که سه پارادایم برای تصمیمگیران و تصمیمسازان از اهمیت ویژهای برخوردار هستند که عبارتند از: تابآوری مهندسی، تابآوری اکولوژیک و تابآوری تکاملی.
وی در تشریح تابآوری مهندسی چنین گفت: تمرکز در فرآیند بازسازی باید روی ایجاد ثبات و سرعت بازگشت باشد. یعنی یک نقطه تعادل بهینه برای هر مجموعه تعیین میشود. حال تمرکز اصلی بر این است که اگر چالشی برای کشور یا بنگاه موردنظر حاصل شد، مجموعه موردبحث در دوره زمانی طولانیتری از شرایط ثبات خارج شود و همچنین سرعت بازگشت آن به شرایط مطلوب افزایش یابد. در این بخش زمان بازیابی پس از خروج تعادل حائز اهمیت است. عسکرزاده به مساله تابآوری اکولوژیک اشاره کرد و افزود: در این شاخصه حداکثر مقدار شوکی که یک سیستم توانایی جذب آن را دارد، بررسی میشود. در این میان آستانه تحمل و میزان پذیرش مجموعهها از شوک اهمیت دارد.
این فعال بخش معدن و صنایع معدنی تابآوری تکاملی را مدرنترین و جامعترین رویکرد در اقتصاد صنعتی دانست و گفت: بازگشت به وضعیت قبلی یعنی بازگشت به وضعیت پیش از بحران، اصلا مطلوب نیست؛ چراکه وضعیت قبلی نقاط ضعف پنهانی داشته که به بروز آسیبپذیری منجر شده است. ظرفیت اقتصاد یا بنگاه باید بهگونهای تقویت شود که فرآیند بازسازی با سازندگی مستمر، یادگیری سازمانی و اصلاح ساختار همراه باشد؛ مسیری که در نهایت به یک جهش رو به جلو و شکلگیری رشد نوآورانه و پایدار منجر شود. عسکرزاده گفت: اگر به ارکان اصلی تابآوری بازگردیم، سه مولفه کلیدی مطرح میشود؛ مقاومت و توان جذب شوک، انعطافپذیری و انطباقپذیری بیشتر، و در نهایت تحول و گذار ساختاری. بر مبنای این چارچوب علمی، میتوان به مساله بازسازی صنایع فولادی آسیبدیده کشور پرداخت.
به گفته وی، بازسازی واحدهای آسیبدیده به همان شکل پیشین، سیاست مطلوبی نخواهد بود. این واحدها بهطور طبیعی با نواقص و چالشهایی مواجه بودهاند و بازگشت به وضعیت سابق، به معنای بازتولید همان مشکلات گذشته است. از همینرو، چالشهایی همچون تامین آب، محدودیتهای حملونقل، تامین مواد اولیه و انتقال محصول نهایی به بنادر و مبادی صادراتی باید بار دیگر مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرند. عسکرزاده افزود: در مسیر بازسازی، توجه به الزامات جدید نیز ضروری است؛ موضوعاتی همچون مالیات کربن در تولید و تجارت فولاد که به تدریج به یکی از متغیرهای اثرگذار این صنعت تبدیل میشود، باید در کانون توجه فعالان این بخش قرار گیرد. علاوه بر این، ساختار مدیریتی و ترکیب سهامداری واحدهای آسیبدیده نیز میتواند مورد بازنگری قرار گیرد تا زمینه بازگشت این صنعت به مسیری کارآمدتر و پایدارتر فراهم شود.
انتهای پیام/














































