به گزارش پترو معدن؛ درحالیکه اقتصاد جهانی به سمت متنوعسازی سبد انرژیهای پاک حرکت میکند، سیاستهای کلان انرژی در ایران با یک تناقض ساختاری روبهروست. تمرکز تکبعدی بر توسعه نیروگاههای خورشیدی، در عمل سایر منابع تجدیدپذیر را از چرخه حمایتهای استراتژیک کشور حذف کرده است.
این رویکرد، موجب نادیده گرفتن ظرفیتهای عظیم «برقآبی» شده است؛ درحالیکه نیروگاههای برقآبی در سطح جهانی، به دلیل قابلیت تنظیم و تعادل فرکانس برق در شبکه برق، نقش حیاتی در پایداری این سیستم ایفا میکنند و همچنین نیاز به سیستمهای گرانقیمت ذخیرهسازی (باتری) را مرتفع میسازند.
توسعه چشمگیر ظرفیتهای نیروگاههای خورشیدی که مرهون برنامهریزیهای دولت در حوزه انرژیهای خورشیدی است، گامی در جهت امنیت انرژی کشور محسوب میشود؛ هرچند برای بهینهسازی این دستاورد و مدیریت نوسانات تولید در شبکه، نیاز به همافزایی با منابع مکمل و سیستمهای ذخیرهسازی پیشرفته است درحالیکه نیروگاههای برقآبی با قابلیت تنظیم آب توسط مخزن سدها و جریان طبیعی رودخانهها، این چالش هزینه و فنی را بهطور طبیعی مرتفع میکنند.
نادیده گرفتن منابعی نظیر انرژی بادی، زیستتوده، زمینگرمایی و بهویژه برقآبی، کشور را در برابر ریسکهای امنیتی انرژی قرار میدهد. نیروگاههای برقآبی، نماد واقعی «انرژی سبز، پاک و تجدیدپذیر» هستند؛ چرا که علاوه بر عدم استفاده از سوختهای فسیلی، فاقد ردپای کربن و سایر آلایندهها در فرآیند تولید است.
بنابراین سیاستگذاری در سبد انرژی کشور، نیازمند بازنگری بنیادین در رویکردهای خود است تا با نگاهی جامع، برقآبیهای کوچک، متوسط و بزرگ را به عنوان ستونهای اصلی پایداری انرژی کشور به رسمیت بشناسد. تنوعبخشی به سبد انرژی، تنها راه رسیدن به امنیت پایدار در حوزه انرژی و توسعه پایدار در ایران است.
ریشه بحران امروز برق نه صرفادر رشد مصرف، بلکه در اقتصاد بیمار این صنعت، توقف سرمایهگذاریهای زیرساختی و شکاف عمیق میان هزینه تولید و قیمت فروش برق نهفته است. محمدهادی فقیهزاده، رئیس سندیکای برق ایران معتقد است بخش مهمی از افت راندمان نیروگاهها ناشی از توقف روند توسعه صنعت برق در دهه گذشته است.
بهگفته وی، اگرچه ایران در دهههای ۷۰ و ۸۰ تجربه موفقی در توسعه ظرفیت نیروگاهی داشت و حتی به صادرکننده برق در منطقه تبدیل شده بود، اما در دهه۹۰ این روند با کاهش جدی سرمایهگذاری مواجه شد.
وی افزود:« بسیاری از نیروگاههای بخاری و گازی کشور همچنان با راندمانهایی فعالیت میکنند که فاصله معناداری با استانداردهای جهانی دارد؛ درحالیکه کشورهای توسعهیافته از هر واحد سوخت، برق بیشتری تولید میکنند و هزینههای کمتری میپردازند.»
فقیهزاده در این زمینه به ظرفیت مغفولمانده نیروگاههای گازی کشور اشاره کرد و گفت:« بیش از ۱۷هزار مگاوات نیروگاه گازی قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی را دارند؛ اقدامی که میتواند بدون مصرف سوخت اضافی، حدود ۸هزار مگاوات ظرفیت جدید تولید برق ایجاد کند.»
فقیهزاده با اشاره به آمارهای منتشرشده از سوی شرکت توانیر گفت: «شکاف بزرگ میان هزینه و درآمد موجب شده صنعت برق عملابا کسری مزمن منابع مالی روبهرو باشد؛ وضعیتی که نهتنها امکان توسعه ظرفیتهای جدید را محدود بلکه نگهداری و نوسازی زیرساختهای موجود را نیز با مشکل مواجه کرده است.»
او تأکید کرد که سرمایهگذار زمانی وارد پروژههای نیروگاهی میشود که بتواند نسبت معقولی میان هزینه و درآمد خود برقرار کند؛ درحالیکه ساختار فعلی قیمتگذاری برق چنین امکانی را فراهم نمیکند.
کمبود سرمایهگذاری
علیرضا اسدی، پژوهشگر پژوهشگاه نیرو گفت:«توسعه صنعت برق در همه کشورهای جهان نیازمند منابع عظیم مالی است و این منابع معمولااز ۳مسیر تأمین شدهاند؛ استقراض، بازارهای مالی پیشرفته و درآمدهای حاصل از منابع طبیعی هر ۳مسیر در اقتصاد ایران با محدودیتهای جدی مواجه شدهاند.انتظار اینکه مصرفکنندگان برق بهتنهایی هزینه سرمایهگذاری را تأمین کنند، واقعبینانه نیست و اقتصاد ایران هنوز به سطحی از درآمد سرانه نرسیده که چنین فشاری را تحمل کند.
انتهای پیام/














































