به گزارش پترو معدن؛ بازار آلومینیوم پس از شوک اولیه ناشی از حملات در خلیج فارس وارد مرحله تعدیل شد؛ افزایش صادرات از چین، هند و بهخصوص اندونزی بخش قابل توجهی از کمبود عرضه را جبران کرد و فشار قیمتی را کاهش داد، اما اختلاف نگاه میان بازار آتی و بازار فیزیکی و ریسکهای زیستمحیطی و لجستیکی ناشی از منابع جدید عرضه، نشان میدهد نوسان قیمت و عدم قطعیت در ماههای آتی ادامه خواهد داشت.
فعالان بازار باید هم تامین فیزیکی و هم تغییرات پرمیوم را نزدیک رصد کنند تا در مواجهه با بازگشت کامل ظرفیتهای خلیج فارس یا تشدید ریسکهای ژئوپلیتیک به سرعت واکنش مناسب نشان دهند. حملات به دو کارخانه ذوب آلومینیوم در خلیج فارس همراه با اختلال در زنجیره حملونقل و محدودیت تولید سایر کارخانهها تا کنون منجر به حذف حدود دو میلیون تن از عرضه جهانی آلومینیوم شده است.
این شوک اولیه باعث شد قیمت قرارداد سه ماهه در بورس فلزات لندن اوایل ژوئن تا سطح ۳۷۸۷/۵ دلار بالا برود؛ اما با جریان یافتن عرضه جایگزین، قیمت کنونی به حدود ۳۱۷۰ دلار بازگشته که تقریبا همان سطحی است که پیش از آغاز عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران ثبت شده بود.
تولید آلومینیوم در کشورهای حوزه خلیج فارس در نیمه نخست امسال تقریبا ۲۰ درصد کاهش یافته و از زمان آغاز درگیریها، نرخ تولید سالانه بیش از دو میلیون تن افت کرده است. با وجود آغاز احیای تدریجی در امارات متحده عربی، بحرین و قطر هنوز با محدودیت تولید مواجهاند و بازگشت کامل ظرفیتها احتمالا چند ماه زمان خواهد برد؛ مسالهای که تداوم کمبود عرضه را در کوتاهمدت محتمل میسازد.
در مقابل، عرضه از سوی بازیگران بزرگ آسیایی بخش قابل توجهی از خلأ را پر کرده است. چین و هند با تقویت صادرات و بهویژه اندونزی که صادرات آلومینیوم اولیه خود را از ۱۵۵ هزار تن در سال ۲۰۲۴ به ۵۱۱ هزار تن در سال ۲۰۲۵ رساند و در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ نیز نسبت به پارسال ۵۸ درصد رشد داشته، نقش مهمی در کاهش فشار بر قیمت جهانی ایفا کردند. این موج عرضه جایگزین یکی از عوامل اصلی کاهش «پرمیوم ریسک جنگ» در بازار آتی لندن به شمار میرود.
با این حال نکته کلیدی تفاوت رفتار بازارهای آتی و فیزیکی است. در حالی که پرمیوم ریسک جنگ تقریبا از بازار قراردادهای آتی بورس فلزات لندن حذف شده، فعالان بازار فیزیکی و بهویژه پرمیومهای فیزیکی در بورس CME هنوز این ریسک را منعکس میکنند؛ نشانهای از آن که معاملهگران آتی احتمال بازگشت عرضه و تعدیل قیمت را پیشبینی کردهاند اما خریداران فیزیکی به خاطر چالشهای لجستیکی، بیمه و تحریمهای احتمالی، احتیاط بیشتری به خرج میدهند.
دو عامل ساختاری و سیاستی میتواند تحولات آتی بازار را شکل دهد. نخست، افزایش عرضه از کشورهایی مانند اندونزی عمدتا مبتنی بر ظرفیتهایی است که به زغالسنگ متکیاند؛ در نتیجه ردپای کربنی بالاتر و احتمال تشدید محدودیتها یا هزینههای اضافی واردات تحت مقررات زیستمحیطی، میتواند جذابیت این عرضهها را در بلندمدت کاهش دهد. دوم، چشمانداز بازگشت کامل تولید در خلیج فارس به زمان و ثبات امنیتی وابسته است؛ هرگونه تشدید جدید در ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند به سرعت پرمیومهای فیزیکی و هزینههای بیمه دریایی را افزایش دهد.
برای فعالان بازار و زنجیره تامین، پیام اصلی نیاز به رصد همزمان شاخصهای آتی و فیزیکی است: افت قیمت در بازار آتی ممکن است سیگنال تعدیل ریسک کلی باشد، اما بازار فیزیکی میتواند همچنان هزینهها و نوسانهای منطقهای را منعکس کند. پالایشگران، تولیدکنندگان آلومینیوم نوردی و خریداران صنعت باید در تصمیمگیریهای قراردادی توجه ویژهای به پرمیوم فیزیکی، زمانبندی تحویل و شرایط بیمه و لجستیک داشته باشند.
در زمینه اثر بر بازار ایران باید با احتیاط سخن گفت؛ اختلالات در خلیج فارس میتواند هزینه انتقال دریایی و بیمه را افزایش دهد و به طور غیرمستقیم قیمت واردات یا صادرات فلزات در منطقه را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، هرگونه تغییر در مسیرهای تأمین و افزایش رقابت وارداتی از سوی تولیدکنندگان آسیایی میتواند فرصتها یا چالشهایی برای بازرگانان ایرانی ایجاد کند که بستگی به شرایط مقرراتی و تحریمی دارد.
انتهای پیام/














































