تاریخ : چهارشنبه, ۱۸ شهریور , ۱۴۰۵
2

کاهش تولید فولاد ایران در سه ماهه دوم امسال

  • کد خبر : 9159
  • 16 شهریور 1405 - 9:38
کاهش تولید فولاد ایران در سه ماهه دوم امسال
در سه ماهه دوم امسال شاهد کاهش محسوس تولید فولاد کشور به‌ دلیل محدودیت‌های برق بودیم اما تنها صنایع بزرگ نیستند که آسیب می‌بینند بلکه صنایع کوچک و متوسط آسیب بیشتری از ناترازی انرژی متحمل می‌شوند.

به گزارش پترو معدن؛ بخش تولید ایران که روزگاری با تکیه بر انرژی ارزان و نیروی کار جوان، چشم‌انداز روشنی پیشرو داشت، امروز در یکی از سخت‌ترین بحران‌های چند دهه اخیر دست‌وپنجه نرم می‌کند. آنچه در اقتصاد تولیدی ایران می‌گذرد، فراتر از یک رکود ساده یا نوسان فصلی است. گزارش‌های میدانی و اظهارات مقامات صنعتی نشان می‌دهد که کارخانه‌ها نه برای «توسعه» که برای «بقا» می‌جنگند. در این گزارش، سه‌مانع اصلی که تولید ایران را به زانو درآورده، با نگاهی تحلیلی و براساس داده‌های موجود بررسی می‌شود؛ فلج ارزی، بحران انرژی و فرسودگی سرمایه.

شاید متناقض‌نماترین بخش از وضعیت کنونی تولید، مساله ارز باشد. تولیدکنندگان برای دریافت ارز موردنیاز خود ماه‌ها در صف‌های تخصیص بانک مرکزی سرگردان‌ هستند. معاون وزیر صمت اخیرا هشدار داده است که «صف تخصیص ارز به تولیدکنندگان بیش از ۱۰۰روز طول می‌کشد.»

اما داستان به تاخیر در تخصیص ختم نمی‌شود. جهش یک‌شبه نرخ ارز در پی حذف ارز دولتی که سال گذشته روی داد، ضربه مهلکی به سرمایه درگردش واحدهای تولیدی وارد کرد. به‌گفته مشاور عالی وزیر صمت، «یک‌شبه نرخ ارز برای تولیدکنندگان نزدیک به ۲۰‌هزارتومان بالا رفت و بخش زیادی از سرمایه در گردش واحدهای تولیدی را از بین برد.» تولیدکننده‌ای که برای واردات مواداولیه با نرخ قبلی برنامه‌ریزی کرده، ناگهان با هزینه‌ای دوچندان مواجه می‌شود و چاره‌ای جز مراجعه به بازار آزاد با نرخ‌های سرسام‌آور (بیش از ۲‌میلیون‌ریال به‌ازای هر دلار) ندارد.

این نوسان، برنامه‌ریزی تولید را غیرممکن می‌کند و وابستگی ۶۵‌درصدی صنعت به واردات مواداولیه را به یک نقطه کور تبدیل می‌کند. ریال در سقوطی بی‌امان، قدرت خرید تولیدکننده و مصرف‌کننده را همزمان نشانه رفته است. تورم نقطه‌به‌نقطه نزدیک به ۸۸درصد، هزینه تمام‌شده تولید را به سطحی رسانده که توان رقابت را از کالای ایرانی گرفته است.

وقتی موهبت به نفرین تبدیل می‌شود

انرژی ارزان سال‌ها به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مزیت‌های نسبی اقتصاد ایران شناخته می‌شد اما امروز به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های تولید بدل شده و ناترازی شدید بین تولید و مصرف انرژی، صنایع را با خاموشی‌های گسترده و قطعی گاز مواجه کرده است.

برق: در ماه‌های گرم سال، صنایع با کاهش ۱۱‌درصدی مصرف برق و قطعی‌های مکرر روبه‌رو هستند. این خاموشی‌ها برای صنایع انرژی‌بر مانند فولاد که مصرف برق بالایی دارند، می‌تواند به‌معنای توقف کامل خط تولید باشد. در تابستان امسال، شاهد کاهش محسوس تولید فولاد به‌دلیل محدودیت‌های برق بودیم اما تنها صنایع بزرگ نیستند که آسیب می‌بینند. یک واحد کوچک تولیدی که با یک یا دوخط تولید فعالیت می‌کند، درصورت قطع برق ممکن است کل ظرفیت روزانه خود را از دست بدهد و توان جبران آن را نداشته باشد.

گاز: صنعت فولاد فقط ۳۰ تا ۵۰‌درصد نیاز گازی خود را دریافت می‌کند. این محدودیت در فصول سرد سال به اوج می‌رسد، زمانی که مصرف خانگی افزایش می‌یابد و اولویت تامین گاز با بخش خانگی است. صنایع پتروشیمی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. حملات اخیر به زیرساخت‌های انرژی، وضعیت را وخیم‌تر کرده و در مواردی صادرات محصولات پتروشیمی برای تامین نیاز داخلی متوقف شده است.

بنزین: بحران انرژی به صنعت خودروسازی و حمل‌ونقل نیز سرایت کرده است. کسری روزانه حدود ۱۴‌میلیون‌لیتری بنزین، صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌ها را رقم زده و گزارش‌هایی از کاهش سهمیه سوخت خودروها منتشر شده است. این وضعیت، زنجیره تامین را از حمل مواد اولیه تا توزیع محصول نهایی مختل می‌کند.

فرسودگی سرمایه 

پشت‌پرده بحران‌های ارزی و انرژی، یک زوال ساختاری آرام اما پیوسته با کاهش شدید سرمایه‌گذاری و فرسودگی ماشین‌آلات صنعتی درحال وقوع است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که تشکیل سرمایه ثابت در بخش صنعت و معدن در سال‌های اخیر روند نزولی داشته و عمر مفید ماشین‌آلات به‌شدت کاهش یافته است.

کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که بسیاری از خطوط تولید و کارخانه‌ها به سطحی از فرسودگی رسیده‌اند که در عمل توان افزایش تولید را ندارند. تولیدکنندگان مجبورند منابع مالی خود را صرف تعمیرات فوری و نگهداری مداوم کنند، نه توسعه ظرفیت یا نوسازی تجهیزات. این چرخه معیوب، بهره‌وری را کاهش داده و هزینه‌های تولید را افزایش می‌دهد.

در کنار این، سیاستگذاری صنعتی دچار نوعی «فلج‌تحلیلی» شده است. مازاد عرضه برخی کالاها در بورس کالا نشان می‌دهد که مشکل، کمبود عرضه نیست بلکه فقدان یک «سیاستگذاری‌صنعتی» منسجم است که سال‌هاست پشت نقاب حمایت از تولید پنهان شده است. صدور بی‌رویه مجوزها بدون توجه به محدودیت مواد اولیه و کشش واقعی مصرف، ظرفیت‌های اسمی مازادی خلق کرده که اکنون با نبود تقاضای موثر روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت، نماد بارز جایگزینی «اقتصادسهمیه‌ای» به‌جای «اقتصادارزش‌آفرین» است. سیاست‌های دستوری و مداخلات گسترده دولت در قیمت‌گذاری، نه‌تنها به رفع مشکل کمک نکرده بلکه تولیدکننده را در تنگنای بیشتری قرار داده است.

وابستگی متقابل بحران‌ها سیاه‌چاله تولید

نکته هولناک‌تر، وابستگی متقابل این سه‌بحران است. نوسان ارز، هزینه واردات تجهیزات برای نوسازی کارخانه‌ها را افزایش می‌دهد و عملا نوسازی را غیرممکن می‌سازد. بحران انرژی، هزینه تولید را بالا می‌برد و برنامه‌ریزی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت را با ریسک مواجه می‌کند. سیاست‌های دستوری و نااطمینانی، انگیزه سرمایه‌گذار داخلی و خارجی را ازبین‌برده و چرخه فرسودگی را تسریع می‌کند. نتیجه این هم‌افزایی منفی، یک اقتصاد «بقایی» است که به‌جای تولید ثروت، صرفا در تلاش برای مصرف‌نکردن سرمایه‌های موجود است.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://petromadan.ir/?p=9159

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.