به گزارش پترو معدن؛ ایران در حالی همزمان از ذخایر غنی معدنی و منابع گسترده برخوردار است که بخش معدن هنوز نتوانسته از این مزیت کمنظیر برای تبدیل شدن به یکی از موتورهای اصلی توسعه اقتصادی استفاده کند. عقبماندگی فناوری، ضعف سرمایهگذاری، محدود بودن اکتشافات عمقی و تداوم نگاه درآمدی به معدن از مهمترین موانعی است که ظرفیت واقعی این بخش را محدود کرده است. در شرایطی که بسیاری از ذخایر سطحی شناسایی شده و آینده معدنکاری بهکشف ذخایر پنهان و عمیق وابسته است، توسعه فناوری، جذب سرمایه و تقویت همکاریهای علمی و بینالمللی به یک ضرورت تبدیل شده است.
در این خصوص، کارشناسان معتقدند تا زمانی که سیاستگذاری از نگاه کوتاهمدت درآمدی فاصله نگیرد و منابع حاصل از معدن دوباره به توسعه این بخش بازنگردد، اکتشاف عمیق و نوسازی فناورانه نیز با کندی پیش خواهد رفت در حالی که با تغییر این رویکرد، معدن میتواند سهم پررنگتری در صادرات غیرنفتی، اشتغال و بازسازی اقتصاد ایران ایفا کند. مسالهای که در این بین مشهود است، دولتی بودن، بوروکراسی و محدودیت بودجه بوده که از مهمترین موانع در مسیر توسعه اکتشاف شناخته شده است.
درواقع اکتشاف یکی از ضرورتهای راهبردی برای تداوم معدنکاری است بهویژه در شرایطی که دسترسی به ذخایر سطحی محدودتر شده و نیاز به شناسایی ذخایر عمیق افزایش یافته است. مساله مهم این است که اکتشاف معدنی نیازمند یک تغییر جدی است؛ تغییری که مسیر آن از ذخایر سطحی و کمعمق بهسمت ذخایر پنهان و عمیق میرود.
درواقع بخش قابلتوجهی از اهداف معدنی که نشانههای آن در سطح زمین قابلمشاهده بوده، طی سالهای گذشته شناسایی شدهاند و تداوم تولید شرکتهای بزرگ معدنی، بیش از گذشته به کشف ذخایر جدید در اعماق زمین وابسته است. در چنین شرایطی اکتشاف دیگر تنها به معنای حفاری بیشتر یا افزایش عمق گمانهها نیست بلکه به یک فرآیند پیچیده متکی بر داده، فناوری، مدلسازی و هدفگذاری دقیق تبدیل شده است؛ فرآیندی که هر تصمیم اشتباه در آن میتواند هزینهای چندبرابر اکتشافات متعارف به پروژه تحمیل کند.
حرکت بهسمت ذخایر عمیق اکنون از سطح برنامهریزی فراتر رفته و وارد برنامه عملیاتی از سوی برخی شرکتهای بزرگ معدنی شده است. ارزیابی فنی و اقتصادی ذخایر در عمق بیش از ۳۰۰متر در برخی شرکتها و برنامهریزی برای آغاز استخراج زیرزمینی، نشان میدهد تامین پایدار خوراک و استمرار تولید در آینده بیش از پیش به توان اکتشافی وابسته خواهد بود. همزمان، فعالیت در محدودههای جدید و توسعه اکتشاف در چندین پهنه معدنی نشان میدهد شرکتها نیز به این جمعبندی رسیدهاند که بدون افزایش ذخایر قابل استخراج، حفظ تولید و سودآوری در بلندمدت با چالش روبهرو خواهد شد.
ورود به اکتشاف عمیق اما تنها با افزایش تعداد دستگاههای حفاری امکانپذیر نیست. توسعه ژئوفیزیک عمقی و هوایی، مدلسازی سهبعدی، استفاده از دادههای ماهوارهای و پهپادی، هوشمصنوعی و یادگیری ماشین، ایجاد بانکهای اطلاعاتی یکپارچه و تربیت نیروی انسانی متخصص، بخشی از زیرساختهایی است که برای شناسایی ذخایر پنهان مورد نیاز است.
تجربههای جهانی نیز نشان داده که دستیابی به اعماق چند کیلومتری از نظر فنی امکانپذیر است اما مساله اصلی در معدنکاری اقتصادی، صرفا توان حفاری نیست بلکه انتخاب صحیح هدف پیش از آغاز عملیات پرهزینه حفاری اهمیت بیشتری دارد. به همین دلیل اصل بنیادین در نسل جدید اکتشاف را میتوان حفاری هوشمندتر پیش از حفاری عمیقتر دانست.
در کنار فناوری اما چگونگی تامین مالی و تقسیم ریسک نیز به یکی از مسائل اساسی اکتشاف تبدیل شده است. محدودیت منابع مالی سبب شده ضرورت حضور گستردهتر بخشخصوصی بیش از گذشته مطرح شود. در این الگو دولت باید با توسعه دادههای پایه، شناسایی پهنههای امیدبخش و کاهش ریسک مراحل مقدماتی، شرایط را برای ورود سرمایهگذاران به مراحل بعدی فراهم کند. بدون چنین تقسیم کاری، هزینه و ریسک بالای اکتشاف عمیق میتواند انگیزه بخشخصوصی را کاهش دهد.
اکنون مساله اصلی بخش معدن این نیست که آیا باید به سمت اکتشاف عمیق رفت یا خیر بلکه پرسش این است که این حرکت با چه فناوری، چه مدل و ساختار مدیریتی انجام شود. از آنجا که آینده تامین مواد معدنی کشور بیش از گذشته در زیر سطح زمین قرار گرفته و دستیابی به آن نیازمند عبور از اکتشاف سنتی به یک معماری جدید مبتنی بر دانش زمینشناسی، داده، فناوری و سرمایهگذاری است در نتیجه اکتشاف دیگر یک فعالیت جانبی نیست بلکه به یکی از مهمترین شروط بقای تولید، تامین خوراک و حفظ مزیت معدنی کشور تبدیل شده است.
انتهای پیام/














































