تاریخ : یکشنبه, ۷ تیر , ۱۴۰۵
1

امکان عرضه نفت شناوری ایران پس از لغو تحریم‌ها

  • کد خبر : 6576
  • 30 خرداد 1405 - 16:22
امکان عرضه نفت شناوری ایران پس از لغو تحریم‌ها
کارشناس حوزه انرژی بیان کرد: ایران در حال حاضر حدود ۲۶ تا ۳۰ میلیون بشکه نفت ذخیره‌شده روی آب یا به‌عبارت دیگر ذخایر نفت شناوری دارد که می‌تواند بلافاصله پس از لغو تحریم‌ها به بازار عرضه کند.

به گزارش پترو معدن؛ متن یادداشت تفاهم خاتمه جنگ تحمیلی آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، در اولین دقایق بامداد پنج‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ توسط روسای جمهور ایران و آمریکا امضا شد. بر اساس این تفاهم نامه دو کشور در ۶۰ روز آینده باید در مورد توافق نهایی مذاکره خواهند کرد. با وجود امضای این تفاهم نامه اما نگرانی ها در مورد رشد قیمت نفت، آینده اقتصادی جهانی و سرنوشت ایران همچنان وجود دارد. مهدی عرب صادق، تحلیل‌گر دیپلماسی انرژی و ژئوپلیتیک در اینباره می گوید: دو سناریو پیش روی ایران است. نخست توافق جامع است که با اجرای آن و آزاد سازی دارایی های بلوکه شده ایران، می توانیم ظرف ۳ تا ۵ سال، خسارات وارده به بخش انرژی که حدود ۸۰ میلیارد دلار است را جبران کند. سناریوی دوم اما عدم توافق یا توافق ناقص که توافق ناقص خطر بیشتری نسبت به عدم توافق است.

او معتقد است: اگر در صورت عدم توافق، قیمت نفت دوباره به بالای ۱۰۰ دلار جهش خواهد کرد اما این افزایش قیمت، هیچ سودی برای ایران نخواهد داشت، زیرا محاصره و تحریم‌ها مانع از بهره‌برداری تهران از این قیمت‌های بالا می‌شود. به بیان ساده: «نفت گران بدون امکان فروش، مثل گنجی است که کلیدش گم شده باشد.

او در بخش دیگری از سخنان خود با بایدها و نبایدهای سیاست گذاری در دوران پسا تحریم اشاره کرده و تاکید می کند که ما نباید دوباره در دام «تک‌بازاری» بیفتیم. چین همچنان بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران خواهد ماند، اما باید سهم هند، ژاپن، کره جنوبی و حتی اروپا را احیا کنیم.

این کارشناس حوزه انرژی همچنین تاکید می کند که باید توجه داشته باشیم که «قدرت» در انزوا نیست «قدرت» در اتصال هوشمندانه به جهان است. ما باید از این فرصت تاریخی برای بازتعریف جایگاه خود در معماری انرژی جهان استفاده کنیم. متن کامل گفتگو با مهدی عرب‌صادق، تحلیل‌گر دیپلماسی انرژی و ژئوپلیتیک را در ادامه می خوانید:

با توجه به مراسم امضای یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، اقتصاد نفتی ایران در دو سناریوی توافق یا عدم توافق را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

ما بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده‌ایم که هر یک از دو مسیر، پیامدهای کاملاً متفاوتی برای اقتصاد نفتی ایران خواهد داشت. سناریوی اول توافق جامع است، اگر مذاکرات ۶۰ روزه به نتیجه برسد و تحریم‌های نفتی، بانکی و بیمه‌ای به طور کامل لغو شوند، اقتصاد نفتی ایران وارد یک «جهش ساختاری» خواهد شد. بر اساس داده‌های موجود، ایران در حال حاضر حدود ۲۶ تا ۳۰ میلیون بشکه نفت ذخیره‌شده روی آب دارد که می‌تواند بلافاصله پس از لغو تحریم‌ها به بازار عرضه کند. با آزادسازی ظرفیت تولید، صادرات نفت ایران می‌تواند ظرف ۶ ماه به ۱.۸ تا ۲ میلیون بشکه در روز برسد و در افق ۱۸ ماهه، به ۲.۵ میلیون بشکه در روز نزدیک شود.

با احتساب قیمت نفت در محدوده ۷۰ تا ۷۵ دلار درآمد نفتی ایران در سال اول پس از توافق می‌تواند به ۴۵ تا ۵۵ میلیارد دلار برسد. این رقم، تقریباً سه برابر درآمد نفتی ایران در سال ۲۰۲۵ خواهد بود. آزادسازی دارایی‌های مسدودشده نیز یک «موتور محرک» قدرتمند برای بازسازی زیرساخت‌های انرژی خواهد بود. در این سناریو، ایران می‌تواند ظرف ۳ تا ۵ سال، خسارات وارده به بخش انرژی که حدود ۸۰ میلیارد دلار است را جبران کند.

سناریوی دوم اما عدم توافق یا توافق ناقص که توافق ناقص خطر بیشتری نسبت به عدم توافق است. اگر مذاکرات ۶۰ روزه به بن‌بست بخورد یا توافق به لغو محدود تحریم‌ها منجر شود، اقتصاد نفتی ایران در یک «برزخ فرسایشی» گرفتار خواهد ماند. صادرات نفت احتمالاً در سطح ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز (عمدتاً به چین و از طریق ناوگان سایه) باقی می‌ماند. اما هزینه‌های لجستیک، بیمه و واسطه‌گری، ۲۰ تا ۳۰ درصد از درآمد نفت را می‌بلعد. در این سناریو، درآمد نفتی ایران به سختی به ۲۰ میلیارد دلار در سال می‌رسد و بازسازی زیرساخت‌های انرژی عملاً غیرممکن خواهد بود.

در صورت عدم توافق، قیمت نفت دوباره به بالای ۱۰۰ دلار جهش خواهد کرد اما این افزایش قیمت، هیچ سودی برای ایران نخواهد داشت، زیرا محاصره و تحریم‌ها مانع از بهره‌برداری تهران از این قیمت‌های بالا می‌شود. به بیان ساده: «نفت گران بدون امکان فروش، مثل گنجی است که کلیدش گم شده باشد.»

بایدها سیاست‌گذاری انرژی در دوران پساتحریم چیست؟

این سوال به هسته مرکزی معماری انرژی ایران در دهه آینده می‌زند. بگذارید شفاف بگویم که یکی از بایدهای دوران پساتحریم جذب سرمایه‌گذاری خارجی با مدل «قراردادهای بلندمدت و شفاف» است. ایران باید از «قراردادهای جدید نفتی ایران» عبور کند و به سمت مدل‌های جذاب‌تر برای سرمایه‌گذاران بین‌المللی حرکت کند. شرکت‌های بزرگ نفتی (IOC ها) پس از دو دهه تحریم، نیازمند تضمین‌های حقوقی و ثبات قانونی هستند. ایجاد «صندوق ضمانت سرمایه‌گذاری انرژی» با پشتوانه بخشی از دارایی‌های آزادشده، یک سیگنال قدرتمند به بازار خواهد بود.

اما باید دیگر تنوع‌بخشی به بازارهای صادراتی است و ما نباید دوباره در دام «تک‌بازاری» بیفتیم. چین همچنان بزرگ‌ترین مشتری نفت ایران خواهد ماند، اما باید سهم هند، ژاپن، کره جنوبی و حتی اروپا را احیا کنیم. در اوج تحریم‌ها، ۸۰ درصد نفت ایران به چین می‌رفت این یک آسیب‌پذیری راهبردی است. بازارهای جدید، قدرت چانه‌زنی ما را افزایش می‌دهند.

اما مساله حیاتی دیگر در پسا تحریم بازتعریف نقش دولت در صنعت نفت است که دولت باید از «تصدی‌گری» به «تنظیم‌گری» حرکت کند. شرکت ملی نفت ایران باید به یک «شرکت واقعی» تبدیل شود، نه یک وزارتخانه دیگر. واگذاری مدیریت میادین به کنسرسیوم‌های خصوصی ایرانی و خارجی، شفافیت مالی و حسابرسی بین‌المللی، شرط لازم برای جذب سرمایه است.

چهارم اولویت‌بخشی به بازسازی زیرساخت‌های حیاتی است. خارک، عسلویه، پارس جنوبی، و خطوط لوله استراتژیک نیازمند تعمیرات فوری هستند. این بازسازی باید با یک «برنامه زمان‌بندی‌شده ۵ ساله» و با مشارکت بخش خصوصی انجام شود. تأخیر در این حوزه، هزینه‌های بازسازی را تصاعدی افزایش می‌دهد.

نبایدها یا به عبارت دیگر اشتباهاتی که در دوران پساتحریم باید از آن دوری کنیم، چیست؟

نبایدها اما اما در چند مورد زیر باید جست؛ اول بازگشت به اقتصاد نفتی تک‌محصولی است. بزرگ‌ترین اشتباه پس از لغو تحریم‌ها، غفلت از تنوع‌بخشی به اقتصاد و چسبیدن دوباره به «نفت به مثابه منبع واحد درآمد» است. ما باید از درآمدهای نفتی برای توسعه صنایع پایین‌دستی، پتروشیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر و اقتصاد دیجیتال استفاده کنیم.

دوم قیمت‌گذاری دستوری و یارانه‌های پنهان انرژی است. تداوم قیمت‌گذاری غیرواقعی بنزین، گازوئیل و گاز، هم فساد می‌آفریند و هم منابع ملی را هدر می‌دهد. ما باید به سمت «واقعی‌سازی تدریجی قیمت‌ها» و «هدفمندسازی یارانه‌ها» حرکت کنیم. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که این کار با همراهی مردم و شفافیت در هزینه‌کرد یارانه‌ها ممکن است.

سومین مورد از نبایدها انحصارطلبی و حذف بخش خصوصی است. وسوسه «کنترل همه چیز» در دوران بازسازی بسیار قوی است. اما اگر دوباره اقتصاد انرژی را به نهادهای خصولتی و شبه‌دولتی بسپاریم، همان چرخه معیوب گذشته تکرار خواهد شد. راه‌حل، میدان دادن واقعی به بخش خصوصی و ایجاد «فضای رقابتی» است.

چهارم غفلت از دیپلماسی انرژی است و ایران باید از موقعیت ژئوپلیتیکی خود برای تبدیل شدن به «هاب انرژی منطقه» استفاده کند. کریدور شمال-جنوب با روسیه، کریدور ریلی با چین، و ایفای نقش فعال در بازار گاز (از طریق همکاری با قطر و ترکمنستان) باید در دستور کار باشد. نشستن در حاشیه و تماشای رقابت دیگران، بزرگ‌ترین اشتباه راهبردی است.

و اما سخن پایانی شما در باره تفاهم ایران و آمریکا؟

اقتصاد نفتی ایران در یک «لحظه انتخاب» قرار دارد. مسیر توافق، ما را به بازسازی، جهش اقتصادی و بازگشت به بازارهای جهانی می‌رساند. مسیر عدم توافق، ما را در یک برزخ فرسایشی نگه می‌دارد که در آن، حتی نفت گران هم دردی از ما دوا نمی‌کند. اما مهم‌ترین درس این جنگ برای ایران این است: «قدرت» در انزوا نیست «قدرت» در اتصال هوشمندانه به جهان است. ما باید از این فرصت تاریخی برای بازتعریف جایگاه خود در معماری انرژی جهان استفاده کنیم. تنگه هرمز را باید به یک «پل» تبدیل کنیم، نه یک «دژ». و لغو تحریم‌ها، نه یک مقصد، که یک «سکوی پرتاب» به سوی آینده‌ای است که در آن، ایران نه یک «تهدید»، که «ضامن ثبات» در بازار انرژی جهان خواهد بود.

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://petromadan.ir/?p=6576

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

بایگانی شمسی