به گزارش پترو معدن؛ تحریم نفت ایران موضوع تازهای نیست. تهران طی سالهای گذشته با استفاده از ناوگان سایه، انتقال کشتی به کشتی، تغییر پرچم شناورها، خاموش کردن AIS و فروش با تخفیف توانسته بود بخش قابلتوجهی از نفت خود را به چین منتقل کند.
اما شرایط جدید تفاوت اساسی دارد. محدودیت فعلی فقط محدودیت بانکی، بیمهای یا تحریمی نیست؛ مسئله به امکان فیزیکی حرکت نفتکشها و خروج محموله از خلیج فارس رسیده است. اگر محدودیتهای دریایی ادامه پیدا کند، تأثیر آن صرفاً بر میزان صادرات ایران نخواهد بود. کاهش ورود نفت ایران به چین میتواند سهم روسیه، عراق و دیگر فروشندگان در بازار چین را افزایش دهد و ساختار تجارت نفت آسیا را نیز تغییر دهد. در برآورد تانکرترکرز، ایران در ماه اوت بیشترین آسیب صادراتی را در میان تولیدکنندگان اصلی خلیج فارس دیده است و فاصله عملکرد آن با امارات، عربستان و حتی عراق قابلتوجه است.
تفاوت ایران با سایر تولیدکنندگان منطقه بیش از هر چیز به موقعیت جغرافیایی پایانههای صادراتی و تشدید محدودیتهای دریایی مربوط میشود. بخش عمده نفت خام صادراتی ایران از تأسیسات و پایانههای داخل خلیج فارس و بهخصوص منطقه خارک بارگیری میشود و نفتکشها برای رساندن این محمولهها به بازارهای آسیایی باید از تنگه هرمز عبور کنند.
از اواسط ژوئیه و با تشدید محاصره دریایی آمریکا علیه کشتیهای مرتبط با ایران، این مسیر برای صادرات ایران بهشدت محدود شده است. رویترز در گزارشی جداگانه در اول سپتامبر نوشت که این وضعیت عملاً جریان اصلی صادرات نفت ایران از هرمز را متوقف کرده و فشار بسیار بیشتری نسبت به تحریمهای متعارف بر تجارت نفت ایران وارد کرده است.
آیا صادرات ایران واقعاً به صفر رسیده است؟
فعالیت نفتی ایران در ماه اوت کاملاً متوقف نبوده است. بارگیری نفت خام ایران از حدود ۲ میلیون بشکه در روز در ماه مارس به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز در ماه اوت سقوط کرده است. بنابراین میان مفهوم «بارگیری نفت»، «محمولهای که از هرمز خارج شده» و «صادرات ثبتشده توسط موسسات مختلف رهگیری» تفاوت وجود دارد.
بخشی از نفت ایران ممکن است روی نفتکشها بارگیری شده باشد اما امکان خروج از منطقه را پیدا نکرده باشد؛ از سوی دیگر برخی نفتکشهای فعال در تجارت تحریمی، سامانه شناسایی خودکار یا AIS را خاموش میکنند و همین موضوع محاسبه دقیق جریان صادرات را دشوارتر کرده است. از این رو عدد ۱۰۰ درصدی را باید بیشتر نشانه شدت سقوط صادرات قابل مشاهده ایران دانست تا اثبات توقف کامل هرگونه انتقال نفت.
چین مهمترین ضلع صادرات نفت ایران
چین طی سالهای گذشته مهمترین و در عمل تنها خریدار بزرگ نفت خام ایران بوده است. با کاهش محمولههای تازه ایران، بازار چین اکنون بخشی از نفت مورد نیاز خود را از ذخایر شناور محمولههای ایرانی در آبهای آسیا دریافت میکند. اما این ذخایر نیز در صورت ادامه محدودیت صادرات از ایران، نمیتوانند برای مدت نامحدود جای جریان تازه نفت را بگیرند.
در همین شرایط، پالایشگاههای چینی خرید نفت از دیگر تأمینکنندگان را افزایش دادهاند. افزایش تقاضا برای نفت اسپو روسیه یکی از نشانههای همین تغییر است و برخی محمولههای این گرید روسی برای تحویل به چین اکنون با پریمیوم قابلتوجهی نسبت به برنت معامله میشوند.
عراق نیز توانسته بخشی از جای خالی عرضهدر بازار آسیا را پر کند. رویترز گزارش کرده صادرات عراق در اوت از حدود ۱.۳۵ میلیون بشکه در روز در ژوئیه به ۲.۳۴ میلیون بشکه در روز افزایش یافته و شرکتهای چینی از جمله پتروچاینا از خریداران مهم نفت عراق بودهاند.
امارات چرا کمتر آسیب دید؟
جدول تانکرترکرز یک نکته دیگر نیز دارد: اختلاف بسیار زیاد عملکرد امارات با سایر صادرکنندگان خلیج فارس. دلیل اصلی، دسترسی امارات به زیرساخت صادراتی خارج از تنگه هرمز است. خط لوله حبشان–فجیره اجازه میدهد بخشی از نفت ابوظبی بدون عبور نفتکش از هرمز مستقیماً در ساحل دریای عمان بارگیری شود.
عربستان نیز خط لوله شرق به غرب را در اختیار دارد که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند؛ اما ظرفیت این خطوط هنوز برای جایگزینی تمام نفتی که در شرایط عادی از هرمز عبور میکند کافی نیست. همین مسئله باعث شده بحران هرمز به کشورهای تولیدکننده خلیج فارس به یک اندازه ضربه نزند.
انتهای پیام/













































