به گزارش پترو معدن؛ تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، معادلات اقتصادی و تجاری منطقه را وارد مرحله تازهای کرده است. در شرایطی که امنیت مسیرهای انتقال انرژی یکی از عوامل تعیینکننده در ثبات بازارهای جهانی به شمار میرود، هرگونه اختلال در زیرساختهای نفتی و گذرگاههای راهبردی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای کشورهای درگیر داشته باشد.
از سوی دیگر، کشورهای حاشیه خلیج فارس که طی سالهای اخیر برای تنوعبخشی به اقتصاد و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی برنامهریزی کردهاند، بیش از گذشته با مساله امنیت سرمایهگذاری روبهرو هستند. در چنین فضایی، تحولات شبهجزیره عربستان و دریای سرخ اهمیتی دوچندان برای آینده تجارت انرژی و سرمایهگذاری در منطقه پیدا کرده است. در راستای بررسی ابعاد این موضوع، گفتوگویی با ایمان محمدی؛ کارشناس حوزه انرژی و مسائل یمن، داشتیم تا ابعاد بیشتری از این مساله باز شود. مشروح این مصاحبه را در ادامه میخوانید.
دلیل تشدید تنش عربستان با یمن چیست؟
عربستان تمایلی به شکلگیری همسایهای قدرتمندتر از خود ندارد. یمن از نظر جمعیتی و موقعیت جغرافیایی ظرفیت قابل توجهی دارد. جمعیت این کشور حدود ۴۰ میلیون نفر است، در حالی که جمعیت عربستان حدود ۳۵ میلیون نفر برآورد میشود. میانگین سنی جمعیت یمن نیز حدود ۳۰ تا ۳۵ سال است و جامعهای جوان محسوب میشود. اگر یمن بتواند حکومت مستقلی تشکیل دهد و مانند دوران پیش از انقلاب ۲۰۱۴، حیات خلوت عربستان نباشد، این ظرفیت را دارد که به بازیگری قدرتمند در شبهجزیره عربستان تبدیل شود؛ موضوعی که ریاض تمایلی به تحقق آن ندارد. عربستان در سال ۲۰۱۵ با این تصور وارد جنگ یمن شد که میتواند طی یک ماه، بازیگر سیاسی جدید این کشور را سرکوب کند و شرایط را به وضعیت گذشته بازگرداند اما جنگ تا سال ۲۰۲۲ ادامه یافت و در نهایت عربستان دریافت که توان سرکوب کامل یمن را ندارد.
یمن چقدر نفت و گاز دارد؟
یمن دارای سه مجموعه اصلی تاسیسات نفتی و گازی است که در مناطق تحت کنترل نیروهای وابسته به عربستان قرار دارند. یکی از این مجموعهها در مآرب واقع شده که از ۱۲ شهرستان پیرامون آن، ۱۰ شهرستان تحت کنترل انصارالله و دو شهرستان در اختیار طرف مقابل است. سایر تاسیسات نیز در مناطق شرقی، از جمله المسیله و محدوده المهره قرار دارند. ذخایر نفتی شناساییشده یمن حدود ۳ میلیارد بشکه است، اما ادعاهایی درباره امتداد ساختارهای نفتی شبهجزیره عربستان به منطقه جوف و وجود ذخایر عمیقتر مطرح شده که اثبات و بهرهبرداری از آنها نیازمند حفاریهای پیشرفته است.
ساختار اقتصادی یمن برخلاف ایران، وابستگی کمتری به دولت دارد؛ زیرا قبایل از استقلال نسبی، قلمرو، تسلیحات و ساختار سیاسی برخوردارند و حتی در تعامل با دولت بهصورت مستقل مذاکره میکنند. این ویژگی، همراه با اقلیم معتدل و چهارفصل بخشهای پرجمعیت غربی، هزینه اداره کشور و نیاز به برخی خدمات دولتی را کاهش داده است. صادرات نفت یمن در اوج به حدود ۴۰۰ هزار بشکه در روز رسیده و میانگین آن حدود ۱۵۰ هزار بشکه بوده که با توجه به هزینههای محدودتر دولت، بخشی از نیازهای اقتصادی کشور را تامین میکرد. با این حال، ظرفیت اقتصادی یمن فراتر از نفت است و معادن، عناصر نایاب، کشاورزی و شیلات، در کنار بیش از ۱۸۰۰ کیلومتر مرز آبی و دسترسی به آبهای آزاد، فرصتهای قابل توجهی برای توسعه اقتصادی و تجارت دریایی فراهم میکنند.
توان یمن برای تاثیرگذاری بر بازارهای جهانی چقدر است؟
انصارالله به دلیل ملاحظات سیاسی و نظامی، از بستن کامل تنگه بابالمندب خودداری میکند؛ زیرا چنین اقدامی میتواند زمینه مشروعیتبخشی به مداخله قدرتهای خارجی و تشکیل ائتلاف بینالمللی علیه یمن را فراهم کند. در مقابل، دولت صنعا با هدف شکستن محاصره عربستان، بنادر و زیرساختهای صادرات انرژی این کشور را تحت فشار قرار میدهد و اختلال احتمالی در بازار جهانی نفت را پیامد سیاستهای ریاض معرفی میکند. از نظر اقتصادی، پس از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران و اختلال در انتقال روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، عربستان تلاش کرد بخشی از این کمبود را از طریق خط لوله شرق به غرب موسوم به پترولاین جبران کند.
ظرفیت این خط حدود ۷.۵ میلیون بشکه در روز بود که ۳ تا ۳.۵ میلیون بشکه آن مصرف داخلی و حدود ۴ میلیون بشکه، معادل بارگیری روزانه دو ابرنفتکش، صادر میشد. انصارالله برای مقابله با این مسیر جایگزین، کشتیها، ایستگاه صادراتی ینبع، تاسیسات پمپاژ و بخشهایی از خط لوله پترولاین را هدف قرار داد و ریسک صادرات نفت عربستان را افزایش داد. همچنین تسلط نیروهای یمنی بر مناطق ساحلی غربی و جزیره میون در میانه بابالمندب، قدرت اثرگذاری آنها بر تجارت دریایی را افزایش داده است؛ زیرا انصارالله اکنون علاوه بر توان موشکی و پهپادی، از موقعیت جغرافیایی راهبردی نیز برخوردار است.
انتهای پیام/














































