به گزارش پترو معدن؛ فولاد ایران سالها با مزیت دسترسی بهانرژی شناخته میشد. این مزیت میتوانست بخشی از هزینههای ناشی از پراکندگی جغرافیایی زنجیره و حملونقل مواد اولیه و محصولات را جبران کند، اما حالا امروز هم دسترسی پایدار بهبرق و گاز کاهش یافته و هم قیمت انرژی افزایش پیدا کرده؛ شرایطی که بهگفته فعالان صنعت بخشی از مزیت رقابتی ایران را دربرابر رقبای منطقهای تضعیف کرده است.
در محاسبات ارائه شده اخیر ازسوی انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی، نرخ موثر برق فولاد ایران در تابستان بین ۶تا ۸/۶سنت و در سقف معاملات بورس انرژی تا ۱۱سنت بهازای هر کیلوواتساعت برآورد شده است. اما نرخ برق صنعتی در کویت ۹۸/۰ تا ۶۴/۱سنت، قطر ۹/۱ تا ۶/۳ سنت، عربستان ۲/۳ تا ۸/۴سنت، روسیه ۴تا ۹/۶سنت و ابوظبی ۴/۵ تا ۸/۶سنت اعلام شده است. این ارقام محاسبات و مقایسههای ارائهشده ازسوی انجمن هستند و نشاندهنده استدلال بخش صنعت درباره کاهش مزیت انرژی ایران محسوب میشوند.
مشکل انرژی البته بهبرق محدود نمیشود. در گزارش انجمن نرخ پایه گاز مصرفی صنعت فولاد از ۱۰هزار و ۷۷۴تومان بهازای هر مترمکعب در فروردین به۱۵هزار و ۹۴۲تومان در مرداد رسیده است. با اضافهشدن هزینه توزیع، انتقال، عوارض و مالیات بر ارزش افزوده، نرخ نهایی قبض گاز فولادسازان تا حدود ۲۱هزار و ۵۲۲تومان برای هر مترمکعب محاسبه شده است. انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی این رقم را با احتساب نرخ ارز مرکز مبادله حدود ۱۴سنت برآورد کرده و آن را با نرخهای پایینتر اعلامی در تعدادی از کشورهای منطقه مقایسه کرده است.
از این منظر بحث اصلی فولادسازان دیگر صرفا ارزان یا گرانبودن انرژی نیست بلکه نسبت میان قیمت و کیفیت تامین انرژی است. حتی اگر صنعت ناچار باشد بهای بیشتری برای انرژی بپردازد انتظار دارد درمقابل بتواند بر استمرار تامین آن حساب کند. انرژی گران و همزمان ناپایدار بدترین ترکیب ممکن برای یک صنعت انرژیبر است.
حالاکه در اواخر مهرماه هستیم و همچنان چالش انرژی در صنعت فولاد ملاحظه میشود، میتوان نتیجه گرفت که بحران بیبرقی دیگر صرفا بهخاموشیهای چند هفتهای تابستان محدود نمیشود و روندی ادامه دار است. آنچه امروز تولیدکنندگان با آن روبه رو هستند ترکیبی از کمبود برق، افزایش هزینه تامین انرژی و از بین رفتن امکان پیشبینیپذیری تولید بوده؛ مسالهای که به تدریج یکی از مهمترین مزیتهای تاریخی صنعت فولاد ایران را بهیک ریسک ساختاری تبدیل کرده است.
محدودیتی که انتظار میرفت با پایان اوج مصرف تابستان کاهش پیدا کند، اما حتی در مهر نیز واحدهای فولادی با محدودیت ۸۵درصدی مواجه شدند؛ چالشی که نشان میدهد مساله برق بهعاملی تعیین کننده در ظرفیت واقعی تولید، صادرات، سرمایهگذاری و حتی حفظ بازارهای خارجی تبدیل شده است. بیبرقی صنعت فولاد در حالی رخ میدهد که بسته ۱۰بندی مورد تاکید رییس جمهور با هدف جلوگیری از قطع برق صنایع هم بهمرحله اجرا نرسید؛ مسالهای که اعتراض فولادسازان را بههمراه داشت و ادامه این روند را بحران آفرین توصیف کردند!
در شهریور قرار بود سهم برق شبکه واحدهای فولادی بهدستکم ۴۰درصد نیاز مصرفی افزایش پیدا کند. فولادسازان نیز براساس همین وعده، برنامه تولید، فروش، صادرات، تامین مواد اولیه، تعهدات مالی، تعمیرات و نیروی انسانی خود را تنظیم کردند. با این حال سهم شبکه در شهریور با تصمیمی ناگهانی به میزان ۱۵ درصد تیر و مرداد باقی ماند و عجیبتر اینکه محدودیتها در مهر نیز ادامه پیدا کرده است. برای صنعتی که خطوط تولید آن پیوسته بوده مساله کلیدی ناتوانی در پیش بینی مقدار و زمان دسترسی بهانرژی است. وقتی یک بنگاه نداند که هفته یا ماه آینده چهمیزان برق دراختیار خواهد داشت برنامهریزی تولید و پذیرش تعهدات تجاری نیز بهاقدامی پرریسک تبدیل خواهد شد.
خاموشی از تابستان عبور کرد
در سالهای گذشته محدودیت برق عمدتا بهماههای گرم سال گره خورده بود. انتظار معمول این بود که با کاهش مصرف خانگی در شهریور و پاییز، محدودیت صنایع نیز کاهش یابد، اما ادامه محدودیت ۸۵درصدی در مهرماه این الگو را تغییر داده است. بهاین ترتیب صنعتی که توقفات خود را برای تیر و مرداد برنامهریزی کرده بود در نخستین ماه پاییز نیز نتوانست بهشرایط عادی بازگردد. فولادسازان برای همراهی با سیاست مدیریت ناترازی برق، بخش مهمی از تعمیرات و توقفات برنامهریزیشده خود را بهتیر و مرداد منتقل کردند و همزمان برای جبران کمبود شبکه بهخرید برق آزاد، برق سبز و برق بورس انرژی روی آوردند.
فرض اصلی این بود که با عبور از پیک تابستان سهم شبکه افزایش پیدا کند و ترکیب برق خریداری شده با برق شبکه امکان بازگشت خطوط تولید را فراهم سازد، اما ادامه محدودیتها این محاسبات را برهم زد و اثر آن فقط در آمار تولید باقی نماند بلکه فروش، صادرات، نقدینگی، تامین مواد اولیه، ایفای تعهدات قراردادی و مدیریت نیروی انسانی نیز تحت تاثیر قرار گرفت، اما صنعت فولاد برای کاهش وابستگی بهشبکه، طی سالهای گذشته سرمایهگذاری قابلتوجهی در احداث نیروگاههای خودتامین انجام داده است. براساس اعلام انجمن فولاد امکان تامین بیش از ۶۰درصد برق مورد نیاز این صنعت از طریق نیروگاههایی که خود فولادسازان در آنها سرمایهگذاری کردند وجود دارد. با این حال بخش باقیمانده نیاز همچنان باید از شبکه یا بازار برق تامین شود.
همین مساله یک مشکل مهم ایجاد کرده است. واحد فولادی ازیکسو هزینه ساخت نیروگاه را پرداخت کرده و از سوی دیگر برای تامین کسری برق ناچار بهحضور در بورس انرژی یا بازار آزاد شده، اما درنهایت همچنان نمیتواند مطمئن باشد که برق کافی برای استمرار تولید خواهد داشت. اعتراض دیگر فولادسازان بهاجرانشدن بسته ۱۰بندی مورد تاکید رییسجمهور برای جلوگیری از قطع برق صنایع بازمیگردد. طبق اعلام انجمن فولاد این بسته هنوز بهمرحله اجرا نرسیده و فاصله میان تصمیمات اعلامشده و وضعیت واقعی کارخانهها، اعتماد بنگاهها بهبرنامههای انرژی را کاهش داده است.
انتهای پیام/














































