به گزارش پترو معدن؛ تداوم تولید در زنجیره معدن و فولاد بیش از هر چیز به دسترسی پایدار به مواد اولیه وابسته است. برای چادرملو نیز که بخش مهمی از ظرفیت تولید خود را بر پایه سنگآهن تأمینشده از معادن بنا کرده است حفظ خوراک در سالهای آینده به یکی از مسائل راهبردی تبدیل شده است. نزدیک شدن معدن اصلی به سالهای پایانی بهرهبرداری ضرورت توسعه اکتشاف و شناسایی منابع تازه را بیش از گذشته نمایان کرده است.
در چنین شرایطی چادرملو توسعه فعالیتهای اکتشافی و ورود به محدودههای جدید معدنی را دنبال میکند تا بخشی از نیاز آینده زنجیره تولید خود را از طریق منابع تازه تأمین کند. راهاندازی و توسعه معادن جدید در کنار ادامه مطالعات اکتشافی نشان میدهد سیاست شرکت تنها افزایش ظرفیت تولید نیست بلکه ایجاد پشتوانه معدنی برای سالهای آینده نیز در دستور کار قرار دارد.
عبور از ذخایر سطحی و حرکت به سمت عمق
یکی از محورهای مهم برنامه معدنی چادرملو بررسی ذخایر عمیق است. ذخایر T1 و T2 در عمق بیش از ۳۰۰ متر مورد ارزیابی فنی و اقتصادی قرار گرفتهاند و شرکت برای ورود به مرحله استخراج زیرزمینی آنها برنامهریزی کرده است. بر اساس اعلام مدیرعامل چادرملو قرار است در نیمه دوم سال ۱۴۰۵ اقدامات لازم برای قرارداد و آغاز عملیات اجرایی این طرح انجام شود.
ورود به ذخایر عمیق از نظر روش استخراج با معادن روباز تفاوت دارد و به مطالعات دقیق زمینشناسی طراحی فنی زیرساختهای تخصصی و سرمایهگذاری نیازمند است. با این حال استفاده از این منابع میتواند بخشی از ظرفیت معدنی در دسترس شرکت را برای دورهای طولانیتر حفظ کند و گزینه دیگری برای تأمین سنگآهن در اختیار زنجیره تولید قرار دهد.
این تغییر رویکرد از یک جهت نیز اهمیت دارد و آن حرکت از اتکا به ذخایر شناختهشده به سمت استفاده از منابع پیچیدهتر است. در شرایطی که دسترسی به ذخایر جدید آسان نیست توسعه روشهای استخراج عمیق میتواند بخشی از پاسخ صنعت به محدودیت منابع سطحی باشد.
توسعه معادن جدید در کنار اکتشاف
برنامه چادرملو تنها به ذخایر عمیق محدود نمیشود. توسعه معدن D19 و آنومالی ۱۰ در کنار ادامه فعالیتهای اکتشافی در محدودههایی مانند A21 و A19 بخشی از تلاش شرکت برای گسترش سبد ذخایر است. این اقدامات با هدف ایجاد منابع جدید برای زنجیره تولید دنبال میشوند و میتوانند در سالهای آینده نقش بیشتری در تأمین خوراک واحدهای فرآوری و فولادی داشته باشند.
در آنومالی ۱۰ نیز عملیات اکتشافی گستردهای انجام شده و حفاریهای انجامشده اطلاعات بیشتری درباره ظرفیت این محدوده در اختیار شرکت قرار داده است. تکمیل مطالعات و طی مراحل لازم برای توسعه این ذخیره میتواند مسیر تبدیل یک محدوده اکتشافی به منبع واقعی تأمین سنگآهن را هموار کند.
در کنار این طرحها فعالیتهای اکتشافی در چندین محدوده دیگر نیز دنبال میشود. هدف از این رویکرد افزایش احتمال کشف ذخایر اقتصادی و کاهش ریسک وابستگی به تعداد محدودی از معادن است. در صنعت معدن فاصله میان کشف ذخیره تا تولید تجاری قابل توجه است و به همین دلیل شروع زودهنگام مطالعات اکتشافی اهمیت ویژهای دارد.
اکتشاف تنها آغاز مسیر است
شناسایی یک ذخیره معدنی پایان فرآیند توسعه نیست. پس از اکتشاف باید حجم و کیفیت ذخیره مشخص شود و سپس مطالعات اقتصادی و فنی برای تعیین روش استخراج و میزان سرمایهگذاری انجام گیرد. پس از آن نیز تأمین تجهیزات ایجاد زیرساخت دریافت مجوزها و آمادهسازی معدن برای تولید ضروری است.
به همین دلیل سرعت بخشیدن به عملیات اکتشافی زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهد که مراحل توسعه معدن نیز همزمان پیش برود. برای چادرملو این موضوع اهمیت بیشتری دارد زیرا هرگونه تأخیر در تبدیل ذخایر جدید به ظرفیت تولید میتواند فاصله میان نیاز زنجیره و منابع موجود را افزایش دهد.
از سوی دیگر افزایش بهرهوری در معادن فعال نیز میتواند در کنار توسعه ذخایر جدید نقش مهمی داشته باشد. بهینهسازی عملیات استخراج استفاده از فناوریهای پایش و مدیریت ناوگان و افزایش بهرهوری تجهیزات از اقداماتی است که میتواند عمر اقتصادی معادن و میزان بهرهبرداری از ذخایر موجود را بهبود دهد.
آینده تولید در گرو پشتوانه معدنی
چادرملو برای حفظ جایگاه خود در زنجیره معدن تا فولاد ناگزیر است همزمان دو مسیر را دنبال کند؛ افزایش بهرهوری از منابع فعلی و ایجاد منابع تازه برای آینده. توسعه اکتشافات در محدودههای جدید و بررسی ذخایر عمیق در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
ورود قطعی به استخراج زیرزمینی ذخایر T1 و T2 در کنار توسعه معادن D19 و آنومالی ۱۰ و ادامه اکتشاف در سایر محدودهها مجموعهای از اقدامات را شکل داده است که هدف مشترک آنها تقویت پشتوانه معدنی شرکت است.
در نهایت آینده تولید چادرملو
تنها به ظرفیت واحدهای فرآوری و فولادی وابسته نیست بلکه میزان دسترسی این مجموعه به سنگآهن نیز تعیینکننده خواهد بود. از این منظر اکتشاف دیگر یک فعالیت جانبی برای شرکت محسوب نمیشود بلکه به بخشی از برنامه اصلی برای تداوم تولید تبدیل شده است. هرچه ذخایر شناساییشده سریعتر به مرحله توسعه و استخراج برسند امکان برنامهریزی پایدارتر برای زنجیره تولید نیز افزایش خواهد یافت.














































