به گزارش پترو معدن؛ از داراب و طبس تا زرند، اسفراین، قم و حالا فاریاب، این برای بار ششم است که در سال جاری شاهد کشته شدن شهروندانمان در بخش معدن هستیم؛ موضوعی که بار دیگر جایگاه ایمنی و حفظ جان کارگران را در بخش معدن پررنگ میکند. بار ریزش آوار در فاریاب کرمان متاسفانه یک پدر و پسر هنگام کار با لودر و بیل مکانیکی جان خود را از دست دادند و خانوادهها را عذادار کردند اما حادثه فاریاب یک بار دیگر اهمیت ایمنی را در بخش معدن نشان میدهد چراکه در خبرها آمده کوهستانی بودن منطقه و بارش شدید عملیات امدادی را دشوار کرده بود اما مساله این است که چطور با بارش شدید باران کارگران اجازه کار داشتند! در این خصوص سخنگوی قوه قضاییه گفته که دستگاه قضایی در این خصوص بهسرعت وارد عمل شده و پرونده لازم را تشکیل داده است.
حادثه فاریاب بهانهای شد تا با بررسی موارد دیگری که طی ماههای گذشته در سال1405 رخ دادند بحث ایمنی و ریسک بالای معدنکاری پررنگ شود. در معدن پروده گزارشها به ریزش ناگهانی سقف و شرایط زمینشناسی اشاره کردند، در گلتوت علت ریزش بخشی از دیواره بود و در آلبلاغ اساسا حادثه هنگام برداشت غیرمجاز رخ داد. حالا هم در فاریاب که علت بارش شدید و دوباره ریزش آوار بوده است. مسالهای که نشان میدهد جایگاه ایمنی در بخش معدن هنوز متزلزل است و جای کار بیشتری دارد.
هرچند ریسک معدنکاری در دنیا بالاست و کار در بخش معدن جزو مشاغل سخت به حساب میآید، از مشکلات تنفسی و سلامتی گرفته تا ماندن زیر آوار اما مساله این است که این وقایع قابل کاهش و کنترل هستند. راهکارهای پیشنهادی اولویتبندی الزامات حیاتی، استفاده از حسگر و مانیتورینگ، سیستم هشدار مرکزی، توسعه ارتباطات و مکانیابی، اصلاح بازرسی، شناسایی معادن ناایمن، تامین تجهیزات امداد و نجات و آموزش مستمر و توقف کار در شرایط سخت آب و هوایی است.
ششحادثهای که از اردیبهشت سال۱۴۰۵ تا به امروز اتفاق افتادهاند و منجر به کشتهشدن تنی چند از شهروندان شده یک پیام روشن دارد و آن هم اینکه ایمنی معدن تنها با صدور آئیننامه یا اعزام گروه بازرسی پس از حادثه تامین نمیشود. ایمنی باید پیش از ورود کارگر به تونل آغاز شود؛ از طراحی و نگهداری معدن و تجهیزات استاندارد گرفته تا آموزش، ارزیابی روزانه ریسک، نظارت موثر و اختیار واقعی برای توقف کار ناایمن. در غیراین صورت هر حادثه تازه بار دیگر همان پرسش قدیمی را مطرح میکند که چند ریزش دیگر لازم است تا پیشگیری جای واکنش پس از حادثه را بگیرد؟
عمق بیشتر ریسک پیچیدهتر
از آنجایی که بخش مهمی از معادن قدیمی با پیشروی استخراج وارد اعماق بیشتری میشوند درنتیجه ریسک هم افزایش مییابد. افزایش عمق صرفا به معنای طولانیترشدن مسیر استخراج نیست بلکه فشارهای زمین، پایداری سقف و دیواره، تهویه، خروج اضطراری و عملیات امداد و نجات نیز پیچیدهتر میشود. گزارش مجلس تاکید کرده که استخراج در اعماق به دانش و تجهیزات ویژه نیاز دارد و بهروز نگهداشتن دانش فنی متخصصان، بازرسان و کارگران باید پیششرط تغییرات فنی و مهندسی در معادن باشد.
در ریزشهایی مانند حوادث سقف و دیواره، طراحی و اجرای سیستم نگهداری ارزیابی مستمر شرایط زمین از اهمیت بالایی برخوردار است. آئیننامه ایمنی نیز انواع سیستمهای نگهداری اولیه، ستونها و سنگپیچها را بهعنوان بخشی از سازوکار حفظ پایداری حفریات زیرزمینی تعریف کرده است. در گزارش مجلس درباره طبس آمده که در برخی بازرسیها ایرادات شناسایی شده اما سازوکار موثری برای اطمینان از رفع آنها وجود نداشته است. مجلس اعلام کرده حذف دفتر نظارت بر معادن از ساختار وزارت صمت از سال۱۴۰۱ ظرفیت بازرسی فنی، مهندسی و ایمنی را کاهش داده و بدون جایگزین مناسب موجب تضعیف نظام نظارتی شده است.
به این ترتیب گفته میشود که وقوع حوادث متعدد و تلفات بالا نشان میدهد سلسله بازرسیها و نظارتهای موجود دارای اشکالاتی بوده که مانع اثرگذاری کامل آییننامه ایمنی شده است. پیشنهاد این گزارش ایجاد فرماندهی واحد، سامانه برخط ایمنی معادن و احیای حلقه برخورد با متخلفان در سلسله بازرسی است. این مساله اهمیت زیادی دارد زیرا تعداد بازرسی بهتنهایی نمیتواند شاخص ایمنی باشد. مهم این است که پس از مشاهده نقص آیا معدن تا برطرفشدن خطر اجازه ادامه کار دارد یا خیر.
یکی دیگر از نقاط ضعف بحث آموزش است. گزارش مجلس درباره حادثه طبس میگوید آموزشهای ایمنی در برخی معادن در بهترین حالت در ابتدای ورود نیروی کار و تنها یکبار ارائه میشود و به مرور به حاشیه میرود در حالی که قوانین آموزش مستمر کارگران را ضروری میدانند. در محیطی که وضعیت تونل، جبهه استخراج، تهویه و شرایط زمین دائما تغییر میکند، آموزش اولیه نمیتواند جای تمرینهای دورهای، سناریوهای اضطراری و بهروزرسانی مهارتهای کارگران را بگیرد.
گرانی تجهیزات ضلع تازه مساله
در سال جاری یک فشار دیگر نیز به مشکلات قدیمی اضافه شده است. گزارشهای منتشرشده درباره وضعیت معادن زغالسنگ حاکی از آن است که افزایش نرخ ارز و دشواری واردات، تامین قطعات سیستمهای پایش و تجهیزات تخصصی ایمنی را برای برخی معادن دشوارتر کرده بهویژه در شرایطی که بخشی از معادن همچنان به شیوه سنتی یا نیمهمکانیزه فعالیت میکنند.
البته این موضوع را پیش از این هم معدنکاران مطرح کرده بودند و بارها در گفتوگو با جهانصنعت اظهار کردهاند که تجهیزات ایمنی بسیار گران است اما گرانی تجهیزات نمیتواند الزامات ایمنی را حذف کند. پرسش مهم این است که اگر یک معدن از نظر اقتصادی توان تامین حداقل تجهیزات استاندارد و الزامات حیاتی ایمنی را ندارد، آیا ادامه بهرهبرداری آن باید مجاز باشد؟ گزارش مجلس یادآوری کرده که پس از حادثه زمستان یورت قرار بود زیرساختهای امداد و نجات در چهار حوزه زغالی کرمان، طبس، البرز مرکزی و البرز شرقی تقویت شود اما برنامه بهطور کامل اجرا نشده و بخشی از اعتبارات طرح ارتقای شاخصهای ایمنی معادن در سالهای گذشته مصرف نشده است.
انتهای پیام/














































