به گزارش پترو معدن؛ قیمت نفت برنت نزدیک ۱۰۹ دلار برای هر بشکه است. برنت شاخص اصلی قیمت نفت در جهان است و نرخ بنزین، گازوئیل و هزینه حملونقل در بسیاری از کشورها به آن وابسته است. اوکراین یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۶ مهر ۱۴۰۵) موج گستردهای از حملات پهپادی را اجرا کرد. در پی این حملات، آتشسوزی در یک پایانه نفتی و یک انبار نفت در سنپترزبورگ رخ داد. پایانه نفتی محل بارگیری و انتقال نفت به کشتیها و مخازن است. به همین دلیل، آسیب به چنین مراکزی میتواند جریان صادرات و ذخیرهسازی را کند کند.
در همین زمان چند نفتکش نیز در خاورمیانه هدف حمله قرار گرفته است. متن منتشرشده جزئیات این حملات را بیان نمیکند. نفتکشها بخش مهمی از مسیر رساندن نفت به بازارهای مصرفاند و هر تهدید برای آنها، هزینه بیمه و حمل را بالا میبرد. این دو رویداد، یعنی حمله به زیرساخت انرژی در روسیه و حمله به نفتکشها، همزمان بر بازار اثر میگذارد. وقتی خریداران نگران کمبود عرضه باشند، معمولاً حاضرند برای هر بشکه مبلغ بیشتری بپردازند. نفت گرانتر هزینه تولید و حمل کالا را بالا میبرد و میتواند به فشار تورمی دامن بزند.
سطح ۱۰۹ دلار نشان میدهد بازار هنوز ریسکهای عرضه را در قیمتها لحاظ میکند. مسیر بعدی قیمتها به ادامه حملات، میزان خسارت واردشده و واکنش تولیدکنندگان بستگی دارد. دادههای روزهای آینده روشنتر میکند که این نگرانیها گذرا است یا پایدار میماند.
ترامپ ۱۱ اکتبر از توقف حملات روسیه و اوکراین به زیرساختهای انرژی خبر داد، اما نه متن علنی منتشر و نه سازوکار راستیآزمایی روشنی معرفی شد. مسکو هم اعلام کرد دامنه توافق هنوز مشخص نیست. اوکراین چند روز حملات به پالایشگاهها را متوقف کرد، اما وقتی حملات روسیه به شبکه انرژیاش ادامه یافت، ۱۵اکتبر ریازان را زد. زلنسکی گفت کییف حملات به پالایشگاههای روسیه را دیگر متوقف نخواهد کرد.
حملات روسیه پس از اعلام آتشبس ادامه داشته و صدها هزار نفر را بیبرق کرده است. در چنین وضعی آتشبس بیشتر به یک اعلام سیاسی شباهت دارد تا توافقی قابل اجرا. وقتی فهرست اهداف ممنوع، سازوکار نظارت و هزینه نقض مشخص نباشد، هر طرف میتواند حمله خود را پاسخ به اقدام دیگری بنامد. دعوت به خویشتنداری بدون ضمانت متقابل، عملا درخواست از یک طرف است که ابزار فشارش را زمین بگذارد.
منطق دو طرف هم متفاوت است. برای مسکو، فشار بر شبکه برق و گرمایش اوکراین هزینه اقتصادی و اجتماعی جنگ را بالا میبرد و با نزدیک شدن زمستان وزن بیشتری میگیرد. برای کییف، حمله به پالایشگاهها راهی برای تحمیل هزینه به اقتصاد روسیه و مختلکردن تامین سوخت است. اما این دو ابزار پیامدهای یکسان ندارند و هر حمله هم الزاما به نتیجه مورد انتظار نظامی یا اقتصادی نمیرسد.
چین در سپتامبر بزرگترین خریدار سوختهای فسیلی روسیه بود و حدود ۶میلیارد یورو نفت خام خرید. خرید هند هم از مرز ۳.۶میلیارد یورو عبور کرد. عربستان با حدود ۵۳۴میلیون یورو در میان خریداران فرآوردههای روسیه بود که عمدتا به نفت کوره مربوط بوده است. خرید انرژی روسیه محدود به رقبای واشنگتن نیست و به متحدانش هم میرسد.
واشنگتن میخواهد قیمت دیزل را مهار کند، توان مالی روسیه را محدود نگه دارد و حملات به زیرساختهای انرژی را متوقف سازد. این اهداف ممکن است در اصل ناسازگار نباشند، اما در شرایط کنونی تحقق همزمانشان دشوار شده است. افزایش عرضه روسیه میتواند به بازار کمک کند، ولی قیمتها را لزوما سریع پایین نمیآورد. تعلیق تحریمها مسیر تجارت را بازتر میکند؛ اما هزینه راهبردی دارد.
آتشبس کاغذی نمیتواند جلوی تکرار حملات کی یف و مسکو را بگیرد. اگر واشنگتن در نهایت مجبور شود از میان ارزانی گازوئیل، فشار بر مسکو و آتشبس انرژی یکی را فدا کند، کدام را انتخاب خواهد کرد و کییف، اروپا و رأیدهنده آمریکایی هر کدام چه بهایی برای آن پرداخت خواهند کرد؟
انتهای پیام/














































