به گزارش پترو معدن؛ محمد حیدرزاده، فعال حوزه معدن با اشاره به رشد توجه سرمایهگذاران به حوزه پسماندهای معدنی اظهار کرد: افزایش سرمایهگذاری در این بخش را نمیتوان ناشی از تغییر مقررات زیستمحیطی دانست؛ چراکه چارچوبهای قانونی در سالهای اخیر تغییر چشمگیری نداشته است. عامل اصلی این روند، افزایش ارزش اقتصادی فلزات در بازارهای جهانی و رشد نرخ ارز در داخل کشور بوده است.
به گفته وی، زمانی که قیمت فروش فلزات بر مبنای نرخهای جهانی و ارز افزایش پیدا میکند، حتی بازیابی مقادیر اندک فلزات باقیمانده در باطلهها نیز میتواند اقتصادی شود. در فرآیند تولید مواد معدنی، بخشی از فلزات ارزشمند همراه با باطله از چرخه تولید خارج میشود. این مواد در گذشته بهدلیل هزینه بالای فرآوری مجدد، صرفا در قالب دپو نگهداری میشدند. اما اکنون تغییر فناوری و افزایش ارزش محصولات معدنی، فرصت جدیدی برای بازگشت این مواد به چرخه تولید ایجاد کرده است.
حیدرزاده در این باره توضیح داد: در فرآوری کنسانتره سرب و روی یا مس، بخشی از فلزات همچنان در باطله باقی میماند. عیار فلزات موجود در باطلههای سرب و روی حدود یک درصد و در باطلههای مس حدود ۰.۱درصد است. وی افزود: این میزان در گذشته برای استخراج مجدد اقتصادی نبود، اما افزایش قیمت فلزات باعث شده است سرمایهگذاری برای بازیابی همین عیارهای پایین نیز توجیه پیدا کند.
ریشههای افزایش جذابیت فرآوری پسماند
حیدرزاده در ادامه گفت: یکی از دلایل افزایش جذابیت فرآوری پسماندهای معدنی، تفاوت میان ساختار هزینه و درآمد در بخش صنعت و معدن است. بخش عمده محصولات معدنی با قیمتهای جهانی و نرخ ارز معامله میشوند، درحالیکه بسیاری از هزینههای تولید، ریالی است. وی افزود: اگرچه هزینههای تولید تحتتاثیر تورم داخلی افزایش یافته، اما رشد قیمت فروش محصولات معدنی همچنان بیشتر از رشد هزینهها بوده است. این شرایط باعث شده است بسیاری از معادن و واحدهای فرآوری، بازنگری در ذخایر باطله خود را آغاز کنند.
به گفته وی، اکنون برخی واحدها به جای ایجاد دپوهای جدید، به سراغ دپوهای قدیمی رفتهاند تا با فناوریهای جدید، مواد معدنی باقیمانده را استخراج و به محصول قابل فروش تبدیل کنند. حیدرزاده در تشریح کاربرد باطلههای معدنی گفت: این باطلهها را در درجه نخست میتوان فرآوری مجدد کرد. به این معنی که ﺑﺎ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻓﻨﺎورىﻫﺎى ﻣﻌﺪنﻛﺎرى و همچنین رشد قیمتی که پیشتر به آن اشاره شد، ﺑﺎزﻳﺎبی ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻌﺪنی از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎ مورد توجه قرار گرفته است. در فناوریهای نوین، استخراج ﻣﻮاد ﻣﻌﺪنی از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی ﺑﺎ ﻋﻴﺎر ﻛﻢ ممکن است. در این میان روشﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﻠﻮﺗﺎﺳﻴﻮن، ﻟﻴﭽﻴﻨﮓ و ﺑﻴﻮﻟﻴﭽﻴﻨﮓ ﺑﺮاى ﺑﺎزﻳﺎبی ﻓﻠﺰات استفاده میشود. این دست اقدامات از یکسو ﻣﻴﺰان ﺑﺎﻃﻠﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪﺷﺪه را ﻛﺎﻫﺶ میدﻫﺪ و از سوی دیگر نیز آسیبهای محیط زیستی را به حداقل میرساند.
وی افزود: استفاده مجدد از باطلههای معدنی نیز در مواردی ممکن است؛ به این معنی که ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی در ﻛﺸﺎورزى ﺑﺮاى اﺻﻼح و ﺑﻬﺒﻮد ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺧﺎک و ﻛﺎﻫﺶ ﻓﺮﺳﺎﻳﺶ آن، درﻣﺎن ﺧﺎکﻫﺎى اﺳﻴﺪى ﻳﺎ غنی از ﻓﻠﺰ و ﻳﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻴﺰان ﻓﺴﻔﺮ ﻣﻮﺟﻮد در ﺧﺎک اﺳﺘﻔﺎده میﺷﻮﻧﺪ. این فعال بخش معدن گفت: بازیافت یا تولید محصولاتی همچون ﻣﺼﺎﻟﺢ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنی از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی نیز رویکردی است که در دنیا مورد توجه قرار دارد.
با وجود ظرفیت بالای دپوهای معدنی، توسعه این بخش وابستگی زیادی به فناوری دارد. هرچه روشهای فرآوری دقیقتر و کمهزینهتر شوند، امکان بازیابی فلزات با عیار پایین نیز افزایش پیدا میکند. حیدرزاده با اشاره به تجربه کشورهای معدنی جهان افزود: در برخی کشورها فناوریهای پیشرفته برای فرآوری مجدد محصولات معدنی مورد استفاده قرار میگیرد. برای نمونه، بازیابی کیکهای روی حاصل از فرآیند لیچینگ با روشهای جدید انجام میشود. وی افزود: فناوری استخراج حلالی (SX) در ایران هنوز در مقیاس گسترده مورد استفاده قرار نگرفته است و بیشتر در مرحله پایلوت قرار دارد.
اگرچه افزایش ارزش فلزات، دپوهای معدنی را جذاب کرده است، اما این موضوع به معنای شکلگیری بازار صادراتی برای باطلهها نیست. حیدرزاده در ادامه درباره نحوه مواجهه کشورهای مختلف با باطلههای معدنی و احتمال صادرات آنها گفت: باطلههای معدنی بهدلیل حجم و وزن بالا، هزینه جابهجایی قابلتوجهی دارند و انتقال آنها به کشورهای دیگر برای فرآوری، معمولا فاقد صرفه اقتصادی است. به همین دلیل حتی کشورهای توسعهیافته نیز این مواد را بهعنوان محصول صادراتی نمیبینند. وی ادامه داد: مزیت اصلی ایران در این حوزه، وجود دپوهایی است که در سالهای گذشته با فناوریهای قدیمیتر ایجاد شدهاند. در این دپوها هنوز مقادیری از فلزات ارزشمند باقی مانده است که میتواند با فناوریهای جدید بازیابی شود.
نگاهی به تجارب جهانی در زمینه پسماند
چندی پیش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارشی را با عنوان «اهمیت مدیریت باطلههای معدنی» منتشر کرد. در این گزارش تاکید شده است که ﺑﻬﺮهﺑﺮدارى از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎ در سطح جهانی ﻋﻤﺪﺗا ﺗﺤﺖ راﻫﺒﺮد اﻗﺘﺼﺎد ﭼﺮخشی دﻧﺒﺎل میشود. اﻳﻦ رویکرد ﺑﺎ ﻫﺪف ﻛﺎﻫﺶ ﻓﺸﺎر ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ اوﻟﻴﻪ، ارﺗﻘﺎى ﺑﻬﺮهورى ﻣﻮاد و ﻛﺎﻫﺶ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎى ﻣﺨﺮب زﻳﺴﺖمحیطی، در ﻛﺸﻮرﻫﺎى ﭘﻴﺸﺮو ﻫﻤﭽﻮن آﻟﻤﺎن، ﭼﻴﻦ، ﺳﻮﺋﺪ و اﺳﺘﺮاﻟﻴﺎ ﺑﻪ اﺟﺮا درآﻣﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎزﻳﺎﻓﺖ، اﺳﺘﻔﺎده ﻣﺠﺪد و ﻓﺮاورى ﻣﺠﺪد ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﻠﻴﺪى اﻳﻦ رویکرد ﻣﺤﺴﻮب میﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﺿﻤﻦ ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪﻫﺎى ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﺑﻬﺮهﺑﺮدارى ﭘﺎﻳﺪار از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻌﺪنی را ﻧﻴﺰ ﺗﻀﻤﻴﻦ میﻛﻨﻨﺪ.
ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی، در ﺑﺮخی از ﻣﻮاد ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻌﺎدن (ﻣﺼﻮب ﺳﺎل١٣٧٧)، ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﻨﺞﺳﺎﻟﻪ ﻫﻔﺘﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺟﻤﻬﻮرى اﺳﻼمی اﻳﺮان و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻫﺎ، ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﺑﺮ اﻳﻦ اﺳﺎس، در ﺟﺪول ۱۱ ﻣﺎده (۷۴) ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﻨﺞﺳﺎﻟﻪ ﻫﻔﺘﻢ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺟﻤﻬﻮرى اﺳﻼمی اﻳﺮان، ﻗﺎﻧﻮﻧﮕﺬار ﺑﺎﺗﻮﺟﻪﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻬﺮهﺑﺮدارى از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی، اﺳﺘﺤﺼﺎل ۱۰درﺻﺪ از ﻣﺤﺘﻮاى آﻫﻦ ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﺎﻃﻠﻪ ﻣﻌﺎدن و ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪﻫﺎى ﻓﺮاورى را، در ﻗﺎﻟﺐ یک ﺳﻨﺠﻪ عملکردی ﺑﺮاى ﺑﺨﺶ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﻮﻻد، ﻫﺪفﮔﺬارى ﻛﺮده اﺳﺖ.
از دﻳﮕﺮ ﺳﻨﺠﻪﻫﺎى عملکردی ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﻔﺘﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻛﺸﻮر، میﺗﻮان ﺑﻪ ﻫﺪفﮔﺬارى ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺮاى ﻛﺎﻫﺶ ۱۰ درﺻﺪى در ﻣﻴﺰان ﺿﺎﻳﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻓﻮﻻد اﺷﺎره ﻛﺮد. اﻳﻦ ﺿﺎﻳﻌﺎت ﺷﺎﻣﻞ اﻧﻮاع ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎیی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻓﻮﻻد ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ذوب (ﻧﻈﻴﺮ ﺳﺮﺑﺎرهﻫﺎى کورهای)، رﻳﺨﺘﻪﮔﺮى و ﻧﻮرد ﮔﺮم و ﺳﺮد اﻳﺠﺎد میﺷﻮﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ در ﺗﺒﺼﺮه۲ اﻳﻦ ﻣﺎده از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﻔﺘﻢ، وزارت ﺻﻨﻌﺖ، ﻣﻌﺪن و ﺗﺠﺎرت مکلف ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﻪﺻﻮرت دورهاى ﻣﻴﺰان ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻳﻦ ﺿﺎﻳﻌﺎت را ﺗﺎ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫﺪفﮔﺬارى ﻗﺎﻧﻮن (ﻛﺎﻫﺶ ﺣﺪاﻗﻞ ۱۰ درﺻﺪى) ﮔﺰارش ﻛﻨﺪ. ﺑﺮاﻳﻦاﺳﺎس ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺣﺎﻛﻢ، ﻫﻤﭽﻮن ﻗﺎﻧﻮن ﻣﻌﺎدن و ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﻔﺘﻢ، ﺗﺎﺣﺪى ﻇﺮﻓﻴﺖﻫﺎى ﻣﻨﺎسبی را ﺑﺮاى ﺑﻬﺮهﺑﺮدارى از ﺑﺎﻃﻠﻪﻫﺎى ﻣﻌﺪنی ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﺮدهاﻧﺪ، اﻣﺎ ﻋﺪم اﺟﺮاى موﺛﺮ آﻧﻬﺎ، ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ ﺑﺴﻴﺎرى از ﻇﺮﻓﻴﺖﻫﺎ بدون استفاده ﺑﺎقی ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ.
انتهای پیام/














































