به گزارش پترو معدن؛ بازار ارز در روزهای اخیر یکی از پرتنشترین مقاطع خود را پشتسر گذاشته است. دلار آزاد امروز، سهشنبه، در محدوده 250 هزار تومان معامله شد؛ سطحی که عبور از آن برای افکار عمومی بیش از آنکه صرفاً یک رکورد قیمتی باشد، یادآور فشار سنگینی است که افزایش نرخ ارز میتواند بر هزینه زندگی، قیمت کالاها و تصمیمهای اقتصادی خانوارها و بنگاهها وارد کند.
در شرایط عادی، چنین جهشی را میتوان با مجموعهای از متغیرهای اقتصادی و انتظارات بازار بررسی کرد، اما اقتصاد ایران اکنون در شرایط عادی قرار ندارد. کشور با فشارهای ناشی از جنگ، نااطمینانیهای سیاسی و محدودیتهای خارجی مواجه است و طبیعی است که در چنین وضعیتی بازار ارز بیش از گذشته به اخبار و چشمانداز آینده واکنش نشان دهد، بنابراین تحلیل افزایش اخیر دلار بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه اقتصاد کشور، تصویر کاملی به دست نمیدهد.
با این حال، شرایط خاص کشور به این معنا نیست که بازار ارز را نمیتوان مدیریت کرد. اتفاقاً در دورههای پرریسک، اهمیت سیاستگذاری پولی و ارزی بیشتر میشود؛ زیرا بخشی از نوسانات بازار نه از تغییر واقعی درآمدهای ارزی، بلکه از تغییر انتظارات مردم و فعالان اقتصادی ناشی میشود.
دلار 250 هزار تومانی از کجا میآید؟
برای فهم وضعیت امروز بازار ارز، شاید بهتر باشد بهجای تمرکز روی خود عدد 250 هزار تومان، رفتار بازار را بررسی کنیم. آنچه در هفتههای اخیر دیده میشود، افزایش تقاضا برای داراییهایی است که مردم آنها را در برابر کاهش قدرت خرید ریال مقاومتر میدانند، دلار و طلا در چنین شرایطی فقط ابزار معامله نیستند؛ برای بخشی از جامعه به ابزار حفظ ارزش دارایی تبدیل میشوند.
این موضوع در دورههای تورمی اهمیت بیشتری پیدا میکند. وقتی خانوار یا بنگاه انتظار افزایش قیمتها را داشته باشد، نگهداری نقدینگی ریالی برایش هزینه فرصت بیشتری پیدا میکند، در نتیجه ممکن است بخشی از منابع خود را به ارز، طلا یا سایر داراییها منتقل کند، این رفتار الزاماً بهمعنای فعالیت سفتهبازانه نیست؛ در بسیاری از موارد واکنشی طبیعی به افزایش نااطمینانی درباره آینده قدرت خرید پول است.
جنگ، ریسک ارزی را بالا برده است
در شرایط جنگی، بازار ارز طبیعتاً نسبت به گذشته حساستر میشود، هر خبری درباره مسیر درگیری، تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، صادرات نفت، نقلوانتقال منابع و روابط خارجی کشور میتواند بر انتظارات فعالان اقتصادی اثر بگذارد.
این اثر الزاماً بهمعنای تغییر فوری در عرضه و تقاضای واقعی دلار نیست. گاهی صرفاً احتمال وقوع یک اتفاق آینده باعث میشود رفتار اقتصادی امروز تغییر کند. واردکننده ممکن است خرید ارز خود را جلو بیندازد، صادرکننده ممکن است در عرضه ارز محتاطتر شود و خانوار نیز ممکن است بخشی از پسانداز خود را به داراییهای دیگر منتقل کند. در چنین بازاری، حتی اگر مقدار واقعی ارز موجود در اقتصاد تغییر چندانی نکرده باشد، ترس از کمبود آینده میتواند تقاضای امروز را افزایش دهد. همین مسئله یکی از دلایلی است که سیاستگذار باید در دوره جنگ، مدیریت انتظارات را کنار مدیریت واقعی منابع ارزی جدی بگیرد.
شکاف نرخها مسئلهای که باید آرامآرام حل شود
همزمان با افزایش نرخ دلار آزاد، نرخ دلار در بازار رسمی نیز افزایش یافته است. گزارشهای امروز نرخ دلار توافقی را در محدوده 173 هزار تومان نشان میدهند. وجود فاصله قابلتوجه میان این دو نرخ، یکی از مسائلی است که در شرایط فعلی نیازمند توجه جدی است، البته در شرایط تحریمی و جنگی نمیتوان انتظار داشت تمام نرخها بلافاصله به یک نقطه برسند. نرخهای مختلف ممکن است برای نیازهای متفاوت اقتصادی طراحی شده باشند و سیاستگذار نیز باید از ارز ترجیحی یا حمایتی برای برخی کالاهای ضروری محافظت کند.
اما هرچه فاصله میان نرخهای رسمی و بازار آزاد بزرگتر شود، پیچیدگی بازار افزایش پیدا میکند. فعال اقتصادی نمیداند نرخ واقعی مبنای تصمیمگیری خود را کدام عدد قرار دهد و بخشی از تقاضا نیز ممکن است بهسمت بازار غیررسمی هدایت شود. راهحل در این مقطع، یکسانسازی شوکآور نرخها نیست، آنچه میتواند به ثبات کمک کند، کاهش تدریجی شکاف نرخها، همراه با افزایش عرضه ارز تجاری و شفافتر شدن قواعد بازار است.
بانک مرکزی در این شرایط چه میتواند بکند؟
مهمترین نکته این است که بانک مرکزی در شرایط فعلی نباید صرفاً بهدنبال پایین آوردن یک عدد مشخص روی تابلو باشد، هدف اصلی باید آرام کردن بازار و جلوگیری از شکلگیری یک موج پایدار انتظاری باشد. برای این کار، نخستین ابزار همچنان عرضه ارز است، اما عرضه ارز باید هدفمند باشد. منابع محدود ارزی باید تا حد امکان برای تأمین نیازهای ضروری اقتصاد، مواد اولیه، کالاهای اساسی و نیازهای تجاری واقعی بهکار گرفته شود و در عین حال بازارساز در زمانهایی که تقاضای هیجانی افزایش پیدا میکند، توان مداخله مؤثر خود را نشان دهد.
نکته مهم این است که بازار باید بداند بانک مرکزی برنامه دارد. اگر فعالان اقتصادی مطمئن باشند که برای نیازهای واقعی ارز وجود دارد و در مقاطع التهاب نیز بازارساز میتواند از بازار حمایت کند، بخشی از تقاضای احتیاطی خودبهخود کاهش پیدا میکند، در اینجا اعتماد به سیاستگذار بخشی از ذخیره ارزی محسوب میشود.
طبق گزارشها ارزش کل صادرات غیرنفتی ایران در شش ماهه نخست امسال به حدود ۱۵ میلیارد دلار رسید که ۲۸.۲ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بود و واردات در همین مدت حدود ۱۷ میلیارد دلار اعلام شد که تراز تجارت خارجی کشور به محدوده منفی دو میلیارد دلار رسید.
سیاست ارزی نباید از سیاست پولی جدا باشد
اگر بانک مرکزی از یک طرف برای آرام کردن بازار ارز مداخله کند اما از طرف دیگر رشد نقدینگی و ناترازی بانکها ادامه پیدا کند، فشار ارزی دیر یا زود دوباره ظاهر خواهد شد. این بدان معنا نیست که میتوان در شرایط جنگی سیاست پولی بسیار سختگیرانهای اعمال کرد، اقتصاد در چنین شرایطی به نقدینگی برای ادامه فعالیت، پرداخت دستمزدها، تأمین مواد اولیه و حفظ زنجیره تولید نیاز دارد.
مسئله، تفکیک میان نقدینگی موردنیاز اقتصاد واقعی و خلق پول غیرمولد است. بانک مرکزی باید تا حد امکان منابع بانکی را بهسمت تولید، تجارت ضروری و فعالیتهایی هدایت کند که به حفظ ظرفیت اقتصادی کشور کمک میکنند و در مقابل، رشد اعتبارات غیرمولد و فعالیتهایی که صرفاً تقاضای دارایی ایجاد میکنند، کنترل شود، این سیاست در ظاهر ارتباط مستقیمی با دلار ندارد، اما در واقع یکی از پایههای ثبات بازار ارز است.
انتهای پیام/














































